اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر

نقد امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر

14٬001
اسفار

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقسیم مشهور ماهیات به واجب بالذات، ممتنع بالذات و ممکن بالذات را مرور می‌کند و سپس همین مفاهیم را در نسبت با غیر و در قیاس با غیر بررسی می‌نماید. در ادامه معنای وجوب بالغیر، امتناع بالغیر، وجوب بالقیاس الی الغیر و امتناع بالقیاس الی الغیر با تکیه بر رابطه علت و معلول و نیز مسئله تضاد و تناقض توضیح داده می‌شود. بخش مهم بحث به امکان بالقیاس الی الغیر اختصاص دارد؛ جایی که دیدگاه رایج فلاسفه مطرح و سپس نقد می‌شود. استاد با تحلیل نسبت ماهیت و وجود و تبیین جایگاه امکان ذاتی، استدلال می‌کند که امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر از تقسیم مواد ثلاث خارج هستند و در نهایت به وجوب یا امتناع بازمی‌گردند.

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر

توضیحات:

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقسیم مشهور ماهیات به واجب بالذات، ممتنع بالذات و ممکن بالذات را مرور می‌کند و سپس همین مفاهیم را در نسبت با غیر و در قیاس با غیر بررسی می‌نماید. در ادامه معنای وجوب بالغیر، امتناع بالغیر، وجوب بالقیاس الی الغیر و امتناع بالقیاس الی الغیر با تکیه بر رابطه علت و معلول و نیز مسئله تضاد و تناقض توضیح داده می‌شود. بخش مهم بحث به امکان بالقیاس الی الغیر اختصاص دارد؛ جایی که دیدگاه رایج فلاسفه مطرح و سپس نقد می‌شود. استاد با تحلیل نسبت ماهیت و وجود و تبیین جایگاه امکان ذاتی، استدلال می‌کند که امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر از تقسیم مواد ثلاث خارج هستند و در نهایت به وجوب یا امتناع بازمی‌گردند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر

8
  • حالا مسائل خارجیه را دیگر در بحث امروز اصلاً فرصت نیست. در روز بعد راجع به اشکال دیگری که بر این مسئله وارد می‌شود صحبت می‌شود که چطور مرحوم آخوند در فرق بین هلیۀ بسیطه و هلیۀ مرکبه در اختلاف بین قضایای تصدیقیه و بین تصورات، در آنجا نفی ضرورت را از تصور می‌کنند اما در قضایای تصدیقیه در آنجا حکم به وجود موضوع می‌شود. این را عرض می‌کنم از باب اینکه این مطلب مورد نظرتان باشد تا اشکالی که به مرحوم حاجی و مرحوم آخوند وارد می‌شود در آن مسئله بیاید. اگر یادتان باشد، به‌نظر می‌رسد که این قضیه را من به‌عنوان اشاره، حتی در بحث منظومه که می‌فرماید:

  • و قَدِّمَن سلباً علَى‌ الحیثیةِ***حتّى یعُمُّ عارضَ المَهیّةِ1
  • در آنجا این مطلب را به‌نحو اشاره عرض کردم که اشکالی در اینجا هست، ولی ظاهراً در آنجا طبق اقتضای مقام نگفته بودم.2 آن مطلب در اینجا می‌آید که فرق بین قضیۀ سالبة الموضوع و بین قضیۀ معدولة المحمول که سلب آیا به محمول بخورد یا سلب مقدم بر موضوع و محمول بشود؟ فرق بین «زیدٌ لا قائم» و فرق بین «زیدٌ لیس بقائمٍ» در آنجا یک مسائلی هست که إن‌شاءالله می‌آید.

  • خروج امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر از تقسیم

  • فعلاً در بحث امکان بالقیاس الی الغیر در اینجا می‌خواهیم مطلب را عرض کنیم که ماهیات غیر موجوده خودشان فی‌حدنفسه امکان بالذات را واجدند؛ زید فی‌حدنفسه وجود برای او و عدم برای او ضرورت ندارد، وقتی که ضرورت نداشت ذاتاً امکان ذاتی بر این حمل می‌شود. حالا صحبت در این است که این امکان را از ناحیۀ غیر دریافت کند. غیر از اینکه خودش سند امکان ذاتی را در جیبش دارد، یک تاج دیگر و یک سند دیگری را از ناحیۀ غیر داشته باشد، دوتا سند داشته باشد، یکی اینکه من خودم فی‌حدنفسه وجود و عدم برای من علی‌السویه است بنابراین امکان ذاتی بر من صدق می‌کند و یکی اینکه من این امکان را از ناحیۀ غیر پیدا کرده‌ام، امکان بالقیاس الی الغیر. در صورت امکان بالقیاس الی الغیر، همان‌طور که در بحث آینده خواهیم گفت، بحث در امکان و عدم امکان به‌لحاظ وجود است. خود ماهیت من حیث هی نه اقتضای وجود را می‌کند و نه اقتضای عدم را می‌کند. بنابراین همان‌طوری که امکان بالغیر از این تقسیمات که الان عرض شد به‌لحاظ امکان ذاتی‌ که در او هست خارج می‌شود و هیچ ماهیتی نمی‌تواند امکان را از ناحیۀ غیر دریافت کند، همین‌طور در مسئلۀ امکان بالقیاس الی الغیر هم نمی‌شود بگوییم که یک ماهیتی در قیاس با ماهیت دیگر ممکن خواهد بود، چون اگر وجود آن ماهیت مد نظر است، یعنی با وجود آن ماهیت، این در اینجا ممکن خواهد بود خب این مسئله از دو حال خارج نیست: یا همان‌طور که عرض شد طبق سلسلۀ‌ علیت وقتی که آن ماهیت وجود پیدا می‌کند آیا اقتضا می‌کند که این در خارج وجود داشته باشد؟ پس این واجب بالقیاس الی الغیر خواهد بود. یا بر طبق سلسلۀ علیت آیا وجود او مزاحم با وجود این است، پس این ممتنع بالقیاس الی الغیر خواهد بود. این امکان بالقیاس الی الغیر از کجا در اینجا بیاید؟!

    1. . شرح المنظومة، ج ‌2، ص 329.
    2. . رجوع شود به شرح منظومه از استاد محترم و معزّز، درس 112.
/