جلسه ۱۶۶
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۶
8تلمیذ: از معقولات ثانویه، حالا امكان یا چیز دیگری باشد، ما در خارج بهازاء نداریم، چون یك امر عقلی است و چون یك امر عقلى است ممكن است گوینده بخواهد سلب ضرورت بكند.
استاد: نهخیر، در قضیۀ خارج منظورمان از وجود خارج، وجود حرفى و وجود رابطى است؛ نهاینكه منظور ما یك وجود بالاستقلال است. آن كه در خارج هست زید و كتابت است كه الآن دارید مىبینید، این دوتا وجود دارند. حالا بین این كتابت و بین زید یك رابطهاى هست، ما مىخواهیم بگوییم: اینکه الآن در خارج این زید دارد مىنویسد و خودتان هم دارید مىبینید، آیا این ضرورت براى این در خارج صادق است یا اینكه امكان صادق است یا امتناع.
تلمیذ: مىخواهد فقط سلب ضرورت از این طرف بكند، یعنى طرف مقابل؛ ربطی به این جنبه دارد.
استاد: نه، من به این كار ندارم. من مىخواهم بگویم: آن كه وجودى خارجى و مابهازاى خارجى امكان را تشكیل مى دهد آن در خارج چیست؟ وجود خارجى معناى حرفى چه چیزی است؟
تلمیذ: فقط منشأ انتساب.
استاد: همان انتساب است، لذا وجودش وجود فىغیره است دیگر. وجود حرفى وجود دارد ولى وجودش فىغیره است، نهاینكه اصلاً وجود ندارد. اگر اصلاً وجود نداشت، شما چرا بهجاى «مِن»، «إلىٰ» نیاوردید؟! معلوم مىشود وجود دارد ولى وجود فىنفسه ندارد بلکه وجود فىغیره دارد. حالا این وجود فىغیرهای كه در اینجا دارد ما مىخواهیم ببینیم، این وجود فىغیره مال كدامیك از این جهات است؟ آیا مال ضرورت است؟ آیا غیر از ضرورت و غیر از امكان خاص و غیر از امتناع، یك امر دیگرى در خارج هم داریم كه اسمش امكان عام است؟ یا اینكه نه، آن كه در خارج هست، یا ضرورت است یا تساوى الطرفین است یا امتناع است، چیز رابعى در اینجا نداریم كه امكان عام باشد.
تلمیذ: از نظر ماده بله، ماده واقعاً منحصر به این سهتا است، ولى از نظر جهت، جهت مابهازاء داریم، نهاینكه بگوییم: «زیدٌ قائمٌ دائماً»، كلمۀ دائماً که در خارج نیست، یا ضرورت است یا ضرورت نیست.

