اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶۴

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

566
  •  به وجود بر مى‌گردد و اگر ما بگوئیم كه این واجب الوجود فاقد كمال دیگر است در واقع در ذات واجد الوجود یك تركبّى لازم مى‌آید از یك امر ثبوتى و یك امر عدمى، آن امر عدمى عبارتست از عدم كمال شى‌ء دیگر است در حالى كه با صرافت وجود گفتیم چیست؟ ناسازگار است.

  •  پس این مسأله و محورى كه همیشه ورد اللسان ماست كه تمام رفع اشكال من اصله برگشتش به مسأله صرافت وجود است این را هیچ وقت فراموش نكنیم. این قضیه صرافت و بساطت حقیقت وجود را اگر ما مّدنظر داشته باشیم هیچ دلیلى، هیچ برهانى، نه عرشى، نه فرشى، هیچ نمى تواند به این مسأله و به این حقیقت برسد، به این قاعده، كه تمام كمالاتى كه مترتّب بر ذات واجب الوجود است تمام آنها منتزع و منبعث از یك واقعّیت است و آن واقعه بساطت الحقیقه، قاعده ى بسیط الحقیقه و بساطت حقیقت وجود و صرافت وجود این حل كننده و از بین برنده تطیه تمام اشكالات است و با وجود این دیگر نمى ماند و این مسأله در قالب اشكال مختلفى پیدا مى شود، و مطرح مى شود، امّا اصل قضیه همین است.

  • (و لنا بتأیید الله تعالى و ملکوته الأعلى برهان آخر عرشى على توحید واجب الوجود تعالى یتکفل لدفع الاحتمال المذکور و یستدعى بیانه تمحید مقدمه) آن چیست؟ (أَنَ حقیقه الواجب تعالى) حقیقت واجب متعال، ذات واجب تعالى‌ (لمّا کان فى ذاته مصداق اللواجبیه) چون ذاتاً مصداق واجبیت است و واجبیت بر او صدق مى كند. (هو واجب و مطابق للحکم علیه بالموجودیه) و مطابق حكم به موجودیت از (هو موجود بلاجهت اخرى غیر ذاته) بدون جهت دیگرى، بدون هیچ حیثیت دیگرى معلول براى جهت دیگرى باشد، مقید باشد بوجود شى‌ء دیگر اگر اینطور باشد از آنجائیكه اینطور است و اگر اینطور نباشد چیست؟