جلسه ۱۶۴
562موجودیت ممكنات به او شهادت مىدهد. به واسطهآن حقیقت واحد همان طورى كه مىفرماید (أوَلَم یکفِ بِربّک أنَّهُ على کلِّ شى شهید)1 آیا این مسأله كافى نیست كه پروردگار تو بر هر چیزى شهید است یعنى حضور دارد، این حضور پروردگار بر هر چیزى كه عبارت است از حضور عِلّى و حضور وجودى. شهادت در این جا به معناى حضور است نه این كه شهادت به معناى دادگاه و محاكمه باشد آن شهادت، شهادت قلابى است. مىآیند پول و رشوه مىدهند، بعد آقا شهادت مىدهد یا منافعش در خطر است شهادت نمىدهد، ولى آن شهادتى كه خداوند در این جا دارد (كل شىءٍ شهید) شهید عبارت است از همان حضور شاهد در واقعه، و در همان نفسِ واقعه مستشهد عنه، استشهاد بر او تعلّق گرفته است، نفس حق در آن واقعه خودش حاضر است، نفس حق در این میكروفون حاضر است، نفس حق در این كتاب حاضر است، شهادت بر وجود كتاب عبارت است از حضور حق در این تعین، و همان طور در همه تعینات، این معنا معناى شهادت است، شهادت به معناى تحقّق و تكّون شىءِ خارجى به واسطه شاهد است، شىءِ خارج تكّون خود را مدیون شاهد است این شهادت شهادتى است كه (لا یردّ و لا یبدّل) است و هیچگونه كدورت وهیچگونه اجمالى عارض بر آن نخواهد بود.
- سورة فصلت (٤١) ذيل آيه ٥٣

