اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶۴

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

557
  • مصدرى) وقتى شما به خود مفهوم وجود مصدرّیه انتزاعى یعنى همان هستى، به معناى بودن به همان مفهوم وجودى كه مصدرى است و از حقایق خارجّیه انتزاع مى‌شود و معلوم، و بدیهى است نظر كنید (أدانَا نظر و البحث) نظر و بحث ما را به این نتیجه خواهى نخواهى مى‌رساند (الى أن حقیقه و ما ینتزع منه) حقیقتِ وجود مصدرى و ما به ازاى خارجى آن وجود مصدرى‌ (ما ینتزع منه) كه این وجود مصدرى از او انتزاع مى‌شود (امر قائم بذاته) یك امرى است كه به ذات خودش قائم است. كه‌ (هو الواجب الحق و الوجود المطلق الذى لایشوبه و العموم و لاخصوص) عموم بر وجود مطلق حق تعالى حمل مى‌شود كه او داراى افراد باشد و آن افراد عدل هم باشند مانند عموم بدلى یا شمولى و لا خصوص، و این كه خصوص هم بر آن حمل نمى‌شود كه امتیازى از غیر داشته باشد، و تعددّ هم بر نمى‌دارد و انقسامى هم بر نمى‌دارد (اذ کل ما وجود هذا الوجود فرضا) هر وجودى كه یك همچنین نحوه وجود بَحت و بسیط وجودش باشد (لا یمکن أن یکون بینه و بین شى‌ء آخر له أیضا هذا الوجود) دیگر بین او و بین شى دیگرى او هم همین وجود را دارد دیگر نمى‌شود مباینه و تغایرى باشد، چطور ممكن است دو وجود باشند و هر دو وجود، بحت و بسیط باشند، در عین حال بین اینها یك دیوار باشد، پس دیگر بسیط و بحت نیستند و دیگر صرافت ندارند، پس این چه واجب الوجودى است؛ چون از یك طرف وجودش وجود اطلاقى، از یك طرف حد دارد، اگر مى‌گوئید اطلاق است پس حدّش چیست؟

  •  مثل این كه مى‌گوییم آب این دریا اطلاق دارد و حد ندارد، بعد نگاه مى‌كنید آب دریا دم ساحل آمده و معلوم است كه این ساحل حدّش است، حالا هر چه هم شما وسیع بگیرید، بالأخره حدّى دارد، اما اطلاق آن است كه هر چه نگاه مى‌كنیم‌