جلسه ۱۶۴
551شما مشاهده مىكنید وجودى ندارد، خیال نكنید كه وجود دارد، نه! هر چه كه هست ماهیت است ولى ماهیتى است كه مورد عنایت واقع شده است. اینها لفظ را برگرداندهاند و الّا واقعیتّش كه یكى است، شیره كه نمىتوانید سرش بمالید باالفاظى مثل واقعیتِ عنایت و لطافت و ظرافت از این طور چیزها كه نمىشود با آن بازى كرد. حالا آن عنایت چیست؟ یارو آن شخصى كه در مشهد بود مىگفت نه اصالت الوجود است و نه اصالت الماهیه است مىگفت اصالت الجعل است. امّا این جعل چیست؟ آخر این ـ جیم ـ و ـ عین ـ و ـ لام ـ ، یك معنایى دارد بالأخره اسم جعلِ ماهیت چیست؟ یك چیزى به ما نشان بدهید كه اسمش جعل باشد جُعَل باشد، اسم این بازى با الفاظ است و الّا خود آن شخص هم نمىفهمد چه مىگوید، این كه مورد عنایت واقع شده است و مورد نسبت با حق واقع شده و در خارج تكون پیدا كرده حق، چكارش كرده است بالأخره خُب یك كاریش كرده است آن چیست؟ آیا به آن ماهیت افاده كرده كه خودش داشته، ماهیت همین بود. به آن وجود داده است و وجود به آن تزریق كرده كه شما با آن مخالفید مىگویید وجود مال خودش است این وجود را كرده در كیسه و آن براى خودش هست و از كیسه در نمىآورد، پس بالأخره این زید بیچاره كه درست شده یعنى چكار با آن شده است. (او کانت متفقت فى مفهوم سلبیى) یا این امور متباینه در یك مفهوم سلبى اتفاق دارد یعنى حیثیت سلبیه موجب شده است كه یك امر مشتركى در اینها باشد و این ها مصداق بر آن امر مشترك قرار بگیرند (کالحکم علمى ما سوى الواجب بالامکان) بر غیر از خداى متعال به امكان حكم بكنیم، همه اینها ممكن الوجودند (اشتراك ها) چون همه اینها در این مسأله مشتركند كه ما ضرورت وجود و عدم را از ذوات اینها سلب مىكنیم. شما تمام ممكنات را نگاه كنید، سلب ضرورت وجود و عدم دارند و آن چه كه سلب ضرورت وجود و عدم داشته باشد او را امكان خاص و. ممكن بالذات مىگوییم. (و اما ما سوى أشباه تلک الوجود التى ذکرناها) ما سواى اشباه این

