جلسه ۱۶۴
549خاطر این كه همه این ماهیات در یك امرى كه خارج از ذات اینها است با هم شریكند و آن اتّكا به مبدا اوّل است، از نظر اتّكا به مبدأ اوّل است كه ما انتزاع وجود را از اینها مىكنیم امّا در واقع وجود، داخل در حقیقتِ اینها نیست، حقیقت اینها فقط ماهیات است، من باب مثال یك مسألهاى را كه جداى از یك واقعیت است مثلًا در این اتاق، لیوان آب هست، پارچ آب هست، ضبط صوت هست، میكروفون هست، كتاب هست، افرادى كه نشستند، كیف، قلم، دفتر، چراغ، تمام اینها را ما مىبینیم و هیچ مشابهتى بین اینها وجود ندارد، بین كتاب، میكروفون، مشابهتى نیست بین آب و بین ضبط صوت مشابهتى نیست امّا به تمام اینها مىگوییم (موجودٌ فى هذه الغرفه) ـ موجودیت فى هذه الغرفه، ـ هذا موجودٌ فى هذا الغرفه از باب اشتراك اینها در این مسأله است كه همه اینها و لو حقایق متباینه هستند ولى چون در این اتاق هستند یك صمیمّیتى بین اینها پیدا مىشود، آن صمیمیت عبارت است از حضور در این اتاق، اسم آن صمیمیت را ما (فى هذه الغرفه) مىگذاریم، با این كه، در این اتاق بودن خارج از ذات و ماهیت آن ها است، امّا در عین حال به واسطه همین نسبت، نسبت به این اتاق ما این امر را بر آن ها حمل مىكنیم. بنابر قائل به اصاله الماهیه مطلب همین طور است. آقایانِ قائلِ به اصالت الماهیه معتقدند كه وجود اختصاص به ذات حق دارد. بقیه ممكنات به اندازه سر سوزنى حسّهاى از وجود نصیب آن ها نشده است و آن چه ما در عالم اعیان مشاهده مىكنیم عبارت است از ماهیات. اگر از آنها سؤال كنند این ماهیات در ذهن هم تقرُّر دارد؟ مىگویند بله منتهى دو جور ماهیت داریم، یك ماهیت قبل از عنایت حق است و یك ماهیت بعد از عنایت حق، آن ماهیتى كه قبل از عنایت حق است، ـ همین طورى است كه شما مىفرمایید، ـ ممكن است در ذهن تقُّرر پیدا كند، اسم آن را عالم تقرُّرات مىگذاریم آن ماهیتى كه بعد از عنایت حق است یعنى حق به او عنایت كرده است و او در خارج به همین كیفیتى در آمده است كه الآن

