اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

543
  •  نمى‌شوى ما از بین مى‌بریمت مى‌كشیم، زن و بچه ات را اسیر مى‌كنیم، بچه هایت را جلویت تكه تكه مى‌كنیم، اینها بخاطر این است كه تسلیم زور نمى‌خواهید بشوید. این تبدّل است، این (ختم الله على قلوبهم است و على سمعهم و على ابصار هم غشاوه) وختم یعنى این ختم یعنى كارى بر سر خودشان آوردند كه آن كار یكى یكى موجب مى‌شود كه پرده بیاید روى پرده و ضخیم بشود، در وهله اوّل شُریع قاضى نیامد حكم به قتل بدهد، در وهله اوّل این كار را نكرد هى گذشت، هى گذشت، هى گذشت، بعد فتوى داد، تازه با ناراحتى، بعد قضیه یك جور مى‌شود كه دیگر شروع مى‌كند خودش هم از خود ابن زیاد هم جلوتر مى رود، یعنى همان كسى كه اوّل در او شك بود، همان كسى كه اوّل با تردید و تزلزل بود، از خود ارباب هم جلو مى‌زند، جلوتر از ارباب مى‌رود. لذا مى‌گویند كه گناهان را كوتاه و سبك نگیرید هر كدام از اینها یك اثرى را مى‌گذارد، كه دیگر بر نمى‌گردد (من اقترف ذنباً فارقه عقل لم یعد ابدا) و (یا لا یعود ابدا). هر دو شكل است. اگر كسى یك گناهى را بكند یك عقلى از او مى‌رود، یك بینش و بصیرت و نورى از او مى‌رود كه دیگر بر نمى‌گردد، تا جایى كه دیگر همه چیز از بین مى‌رود.