جلسه ۱۶۴
540جواب: تبدیل خلق الله، تبدیل یعنى همان حقیقت اصلى.
سؤال: فطرت قابل تغییر نیست؟
جواب: فطرت قابل تغییر نیست، ولى پرده كه روى آن مىافتد، این همه دزدى كه مىشود، این همه دروغى كه گفته مى شود، بعد توجیه مىكنند از كجا مىآید مرض پیدا كرده و آن وقت این، بواسطه یكى، دو تا، سه تا، چهار تا، اینقدر زیاد مىشود، كه اصلًا فطرت فراموش مىشود، نه اینكه نیست یعنى جورى این حقایق مىآید و روى این مسائل فطرى را مىگیرد این عناد و این امراض مىآید جلوى او را مىگیرد، كه بعد خودش شروع مىكند براى خودش توجیه كردن و بر آن اساس حركت كردن، البته ممكن است در بعضى از شرایط سفت و سخت كه قرار بگیرد و چنان در مضیقه واقع بشود برگردد به همان فطرت، فطرت از بین نمىرود، فطرت هست.
آنهایى هم كه با امام حسین آمدند حضرت هر قدر به آنها مىگفتند، آخر چطور ممكن است حضرت به اینها این مطالب را بگوید و بعد اینها همین طور بایستند نگاه كنند، نمىفهمم آدم چه مىشود؟ آخر مىگوید من چكار كردم بنده نمىخواهم با یزید بیعت كنم چرا مىخواهید مرا بكشید. مىگویند دلمان مىخواهد. مگر باباى من وقتى مردم آمدند بیعت كردند و یك عدّه تخلّف كردند فرستاد كشتشان، امیرالمومنین وقتى كه مردم ریختند بیعت بكنند مگر آنهایى را كه بیعت نكردند كشت. بیعت نمىكنید، نكنید بروید پى كارتان تا وقتى كه درجامعه فساد نكنید كارتان ندارم، بلند شوید بروید. آن ابوبكر و عمر بود كه هر كس نمىكرد شمشیر مىكشیدند بالاى سرش بیا بیعت كن. طناب انداختند گردن على، على گفت من نمىخواهم بیعت بكنم، كارى هم به كارتان ندارم، گفتند: كارى ندارى. بیخود كردى كارى ندارى باید بلند شوى بیایى، نمىآیى خیلى خوب مىزنیم زنت را مىكشیم، بچه ات را سقط مىكنیم، خانه ات را آتش مىزنیم، بعد

