جلسه ۱۶۴
533نمىدارد. تجرُّد و صرافت، ذاتى آن حقیقت الله است، و چون ثانى بر نداشت، (كلما فرضته ثانیاً له یعود الیه) هر چه را كه شما براى آن ثانى تصّور بكنید نفس او اوّلى خواهد بود، چون فرض این است كه ثانى بر نمىدارد. دریایى است كه از هر جاى این دریا شما بخواهید آب بردارید بالاخره این آب مال این دریاست از رودخانه دیگر در این دریا نیامده از آنطرف اقیانوس مىخواهید بردارید، یك اقیانوس كبیر در نظر بگیرید از هر جایش كه مىخواهید شما آب بردارید مىگویند این مال اقیانوس كبیر است هر كارش مىخواهید بكنید در هر صورت مال خودش است.
مىخواهى براى من شریك البارى درست بكن، مىخواهى براى من حقایق متباینه درست كن، هر كارى مىخواهى بكن. آنچه را كه شما فرض مىكنید این باز به خود ما بر مىگردد. (و أن ما یعرضه الوجوب أو الوجود). آن چیزى كه او را وجوب عارض مىشود (فهو فى حدنفسه مع قطع النظرعن ارتباطه و تعلقه بغیره ممکن) فى حدّ نفسه در خودش با قطع نظر از فاعلش و با قطع نظر از تعلقش به غیر كه مبدأ اوّل است این ممكن است (و وجوبه کوجوده یستَفادُ مِن الغیر) وجوبش همچنان وجودش از غیر است (و هذا المقدمه مما ینساقُ الیها البرهان). برهان ما را به این مطلب مىرساند. (و یصرح بها فى کتب اهل العلم و العرفان و قد أسلفناه القول فیها) ما این مطلب را قبلًا تذكر دادیم (و بها یندفِعُ ما تشوشت بهِ طبائع الکثرین) آن چیزى كه اكثرین از او مشوّش شدند (تبلدت اذهان هم) نتوانستند اذهان آنها به این مطلب برسند (مما ینسب العویصه الى ابن کمونَه و قدسمّاهُ بَعضُهُم بافتخار الشیاطین لاشتهاره بإبداءِ هذه الشبهه العویصه) ایشان آمدند این شبهه را مطرح كردند (و العقدة العصیره الحل فإنّى قد وَجدتُ هذه الشبهه فى کلام غیره) من این مطلب در كلام غیر او از آن كسانى كه قبلًا بودند هم پیدا كردم (وهى) آن شبهه

