اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

532
  •  مى‌كند. (و بالجاعل صارت واجبة الوجود) جاعل او را واجب الوجود مى‌كند باضافه اشراقیه. (فلا یکون واجباً لذاته). پس این واجباً لذاته نیست بلكه ممكناً لذاته است‌ (فکل واجب الوجود لذاته) هر واجب الوجود لذاته را شما تصّور كنید (فهو نفس واجب الوجود لذاته) خود واجب الوجود است و عین واجب الوجود لذاته است نه اینكه شى‌ءاى است‌ (لا أنه شى‌ء ذلک الشىٌ مما قد عرض لها واجب الوجود) این شى‌ء از آن چیزهایى كه واجب الوجود به آن عارض شده است، (عروضاً لُزُومیاً او مفارقیاً) به نحو لزوم بر او عارض مى‌شود یا به نحو مفارق گاهى اوقات بیاید و گاهى اوقات برود. این مطلب تمام شد. (رجم شیطانٍ و لیعلم أن البراهین الداله على هذا المطلب) براهینى كه بر این مطلب دلالت دارد. (هو من اصول المباحث الإلهیه کثیرة) الذى هو) كه از مباحث مهم الهیه است، این مسأله كه وحدت تفُّرد واجب الوجود باشد این براهین زیاد است. ولکن تتمیم جمیعها ممّا یتَوَّقُف على أَنَّ حقیقه الواجِبُ تَعالى هُو الوجودُ البَحتُ التام.

  •  آن محور براى همه اینها كه تمام آن براهین بر اساس این محور دور مى‌زند، این است كه: (على أن الحقیقه واجب الوجود) حقیقت واجب تعالى‌ هُوَ الوجودُ البحت‌ وجود صرف است. كه ما هم در صحبت هاى خودمان به این مطلب اشاره داشتیم كه وجود صرف كه قائم به ذات است كه از او تعبیر مى‌آوریم به وجود متأكَ‌د این وجود حق متعال است. وجودى كه بواسطه صرفیتش و بحتیتش ثانى بر نمى‌دارد. همه مطالب به این بر مى‌گردد. این نكته را اگر ما خوب تصّور بكنیم شاید بسیارى از معضلات فلسفه براى ما حل بشود، كه وجود، یك مسأله‌اى است كه ثانى بر نمى‌دارد. این همان معناى یكتائیت است معناى (قل هو الله احد) احد یعنى یكتائیت آن حقیقت الله حقیقتى است كه به تجرُّد ذاتى خودش ثانى بر