اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

530
  •  ماهیت او را تشكیل مى‌دهد مثل جنس و فصل. (فَفى اتِصافها به) در اتّصاف این حقیقت به این وصف یا به واجب الوجود و لحوق این وصف به آن ذات احتیاجى به سبب جاعل دارد. (اذ کل عرضى) هر عرضى همین طور هست‌ (فلا بد) هر عرضى به این كیفّیتى كه در مرتبه ذات نباشد بلكه بعد از مرتبه ذات عارض بشود مثل ابیضیت در مرتبه ذات قرطاس عرض بر این قرطاس نیست، چون قرطاس هست و ابیض نیست پس در مرحله بعد از قرطاسیت، ابیضیت بار مى‌شود و عارض مى‌شود. هر عرضى كه این طور باشد، این‌ (عرضى لابد لها فى اتصافها به من عروضِ هَذاالامر). چاره اى نیست براى او در اتّصافش به آن عرضى كه این امر بر او عارض بشود (والى جاعلٍ یجعلها کذلک) جاعلى، كه آن شى‌ء را اینطور قرار بدهد آن حقیقت را و آن ذات را متّصف به این عرض كند (او یجعلها بحیث یتنزع منه هذا المعنى غیر ذاتها) یا او را به یك حیثى قرار بدهد كه این معنا غیر از ذاتش از آن انتزاع بشود فرض كنید كه در معناى نِسب اضافات جاعل بیاید یك شى‌ءاى را مهاذى با یك شى‌ء دیگرى قرار بدهد تا آن جنبه اضافه و نسبت و مهاذا در آن موقع صدق كند. تحتیت و فوقیت صدق كند، اقتران و غیر اقتران در آنجا صدق كند، این را به یك حیثى قرار مى‌دهند آن وقت آن معناى اقتران معناى مهاذات، معناى اضافات تحتیه از آنها انتزاع مى‌شود، جاعل مى‌خواهد در هر صورت‌ (اذ جاعلیه الشى‌ء لِنَفِسه) یك شى‌ء، جاعل خودش باشد در وجودش و در وجوبش‌ (مِمّا قَد ابطلناها بالبرهان لشدید القوه) ما قبلًا این را باطل كردیم چون‌ (تقدّم الشى‌ء على نفسه) لازم مى‌آید كه در مباحث قبلى گذشت، اگر یك شى‌ءاى فاعل براى خودش باشد و فاعل براى وجوب خودش باشد. (فاذن تلک الحقیقه تکون فى حدّ ذاتها ممکنه)، این حقیقت در حدّ ذاتش ممكن خواهد بود، جاعل مى‌آید او را واجب‌