اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

527
  •  متّصل یعنى از نظر اتصالش تصوّر مى‌كنید. حیثیتى كه در متصل است این حیثیت، حیثیت ذاتى خود اوست مانند جزء صورى براى جسم، جسم دو جزء دارد، یك جزء مادّى دارد، یك جزء صورى دارد كه آن صورت وقتى كه بر مادّه عارض بشود آنگاه شما او را مشاهده مى‌كنید ولى مادّه بدون صورت را شما مشاهده نمى‌كنید. این فرشى را كه دارید مى‌بینید این بخاطر این است كه مادّه این فرش با صورت این فرش تركیب شده، حالا اتّحادى و انضمایش مسأله دیگرى است، شما الان دارید این فرش را مى‌بینید، این كتابى را كه دارید مى‌بینید و دست مى‌زنید چون مادّه او الان به یك صورتى خود را آراسته و به جلوه گرى پرداخته. اگر آن مادّه صورت نداشته باشد شما نه مى‌توانید آن را لمس كنید و نه مى‌توانید او را ببینید. پس بنابراین براى جسم دو جزء صورى و مادّى است‌ (من حیث أنه للجسم و قد تعقل المتصل شیئا) گاهى اوقات شما متصل را شى‌ء تعقّل مى‌كنید (ذلک الشى‌ء هو الموصوف بکونه متصلًا) این شى‌ء موصوف به اتّصال است‌ کالماده‌ پس بنابراین اتصال عارضى براى او و جداى از اوست و وصف از باب متعلَّق است یعنى متعلَّق او متّصف است مثل جائنى زیدٌ ابوه ضارب كه آن وصف به حال متعلَّق در اینجا آورده مى‌شود، مال خود زید ضارب نیست، الضارب ابوه، پدرش ضارب است، نه خود او. الان مادّه متصل نیست آن صورتى كه عارض بر مادّه شده است، آن صورت موجب شده است كه شما به مادّه متصل بگوئید گاهى اوقات هم منفصل بگوئید، (فکذلک قد تعقل واجب الوجود) شما تعقّل واجب الوجود مى‌كنید (نفَس واجب الوجود)، خود واجب الوجود را (و قد تعقل شیئا) گاهى اوقات تعقّل شى‌ءاى را مى‌كنید كه‌ (ذلک الشى‌ء واجب الوجود) این شى‌ء واجب الوجود، یعنى واجب الوجود عارض بر این شى‌ء است، و مصداق حكم به واجب الوجود و مطابق براى واجب الوجود است‌ (والمحکى عَنه فى الأول) حالا المحكى عنه‌ما در