اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

519
  • ١٤٦

  •  و توضیح ذلك: مرحوم آخوند در جوابى كه نسبت به این مطلب مى‌دهند در صورتى كه حقایق متباینه به ذاتى وجود داشته باشند و وجوب وجود عنوان یك وصف را ندارد تا اینكه شما اعتراض كنید بر اینكه اگر وجوب وجود عین ذات باشد در این صورت حقایق قمباینه معنى ندارد چون وجوب وجود عین ذات هر دو واجبین خواهد بود و اگر جزء ذات باشد در این صورت تركّب لازم مى‌آید و اگر خارج از ذات باشد در اینجا معلّل خواهد بود، به یك علت ثالثه دیگرى براى فِرار از این محضور این طور مى‌گوئیم كه وجوب وجود نه به عنوان تمام ذات و نه به عنوان جزء ذات مثل حیوان و ناطق و نه به عنوان عرض خارج از ذات مانند ابیضّیت یا مانند نسب اضافى و امثال ذلك باشد، بلكه وجوب وجود را به عنوان اثرى از تكوّن این دو حقیقت انتزاع مى‌كنیم یعنى وجوب وجود وصف براى آن ها نیست، بلكه اثرى از تحقّق آنهاست، همین قدر كه این دو حقیقت متباینه به ذات هستند از همین كه مى‌گوییم هستند یك انتزاع وجوب وجود را ما در اینجا مى‌كنیم. پس اینها واقعاً متّصف به واجب الوجود نیستند یعنى در حقیقت آنها، وجوب وجود راه ندارد، یا اینها متّصف به یك جنبه‌اى كه بواسطه آن جنبه واجب الوجود مى‌شوند نیستند بلكه واجب الوجود را ما انتزاع مى‌كنیم. نكردیم هم نكردیم، خیلى كار مهمى نیست حالا دَنگمون گرفته مى‌كنیم، آنها را متّصف به واجب الوجود مى‌كنیم. این دیگر به عنوان اثر خارج از ذات است مثل قائمیت، عالمیت و امثال ذلك بعضى ها قائلند به اینكه این اثرى است كه مرحوم حاجى در اینجا دارد، اثرى است كه باصطلاح معتزله مى‌گویند كه از نفس فعلیت ذات، افعال فعلیه ذات آن اثر انتزاع مى‌شود. نه به عنوان آن صفتى كه خود ذات متصف به آن صفت باشد. این كلام اینها بود.