اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

510
  •  شیى‌ء محقق شود. «و الاحتیاج فى الوجود ینا فى کون الشی‌ء واجبا بالذات» احتیاج در وجود با وجوب به ذات شى‌ء منافات دارد «قیل هاهنا بحث» در اینجا بعضى ها مطلبى را گفته‌اند. و آن مطلب این بود كه نمى‌گویند واجب الوجود در وجوبِ وجود، مشترك است ـ این حرف را نمى‌زنیم، ـ چون اگر بگوئیم در وجوب الوجود؛ مشترك است این بحث پیش مى‌آید كه ما بالامتیازشان یك امر خارج مى‌شود، آن امر یا داخل در حققیت واجب الوجود است یا خارج از آن حقیقت است. اگر داخل باشد تركیب لازم مى‌آید اگر خارج از حقیقت و عَرَضى باشد یا این عَرَضى معلَل به نفسِ این شیى‌ء است كه ـ تقدم شیى‌ء على نفسه ـ لازم مى‌آید، یا خارج از حقیقتِ شیى‌ء است كه احتیاجِ واجب الوجود به علتِ خارجِ از ذات، پیش مى‌آید و علت، ممكن را اقتضا مى‌كند و ممكن با واجب الوجودى منافات دارد. برگشت تمام اینها به این است كه ما وجوبِ وجود را مشترك بین دو واجب الوجود بدانیم كه همینطور است یعنى وقتى كه دو واجب الوجود را در نظر بگیریم، وجوب وجود بین هر دو مشترك خواهد بود اما ایشان در اینجا مطلب را از راه دیگرى وارد مى‌شوند كه با این مشكل برنخوریم مى‌گوئیم واجب الوجود یك مسأله انتزاعى است و یك مسأله اعتقادى است. نه اینكه حقیقتِ موجودَین خارجین را تشكیل مى‌دهد، در زید و غنم و بقر و ابل، اینها یك حقیقتِ مشتركِ فیما بین دارند كه اسم آن حقیقتِ مشتركِ فیما بین حیوانیت است. مى گوئیم زید و غنم و بقر در حیوانیت با هم مشترك هستند. آن وقت حالا مى‌آئیم سراغ ممیزاتشان این ممیزش ناطقیت است آن ممیزیش؟؟؟ است و امثال ذلك در اینجا تركّب در ماهیت لازم مى‌آید اما در مورد واجب الوجود ما مى‌توانیم از این قضیه فرار كنیم چطوری؟ مى‌گوئیم واجب الوجود یك امر انتزاعىِ از یك حقیقت كه در اینها است اما نه اینكه خود اینها فى‌حد نفسه داراى یك حقیقت مشترك باشند، شما دو حقیقت متخالفه به تمام معنا را در نظر مى‌گیرید این دو حقیقت كه به تمام معنا با