جلسه ۱۶۴
482سؤال: حالا مىشود گفت اینجا آن حقائق را كه مىبینیم مىفهمیم آنچه كه هست آن برداشت. خود ماست.
جواب: البته این برداشت.
سؤال: مىگوئیم سیبى كه ما اینجا یك سیب مىبینیم درست نبوده است آن حقیقتش بوده ما متوجه نبودیم.
جواب: نه این سیب هم حقیقت دارد، منتهى كیفیت نظر به این و استحصالش و استقلالش و فقط ماده پنداشتنش و او را از مجرد جدا كردن است این معناست.
سؤال: مثلًا مطرح فرمودید حضرت آقا در معاد شناسى در آنجا از این موضوع دارند كه یك سرى از موارد قرآن برگشت به تمثیلات دارند و بنابراین فرمایش كه مىفرمائید در اینجا حقیقت این سیب و اینها و اكل و شرب هم هست در حالى كه آن عالم، عالم مجردات است در عالم مجردات اكل و شرب معنا ندارد.
جواب: چرا اكل شرب به مناسبت با خودش معنا دارد.
سؤال: چه فرقى بین ما با ملك مىكند كسى كه مادر از دست داده به آن عالم رفته حالا به تجرد رسید فرق بین ملك و انسان از این حیث چیست؟
جواب: فرض ما این است كه حقیقت ملك اصلًا در حقیقت ملك استفاده و سنخیت با صورت در آنجا وجود ندارد به عبارت دیگر ملائكه از نقطه نظر حقیقت به اصطلاح نوعیه خودشان ما هویه خودشان آنها به یك كیفیتى هستند كه نحوه رشد آنها و نحوه كمال آنها نه به استفاده از این حقائق سورى است.
سؤال: پس در این صورت این مواد فقط در عالم صورت معنا دارد. جواب: اینها فقط در صورت است، بله در آن حقیقت كه اصلا مادهاى نیست در آنجا اصلًا

