جلسه ۱۶۴
468مىشود یزدان آورده است خشكسالى و قحطى مىآید اهرمن آورده است همینطور و هَلٌمَّ جرى این تقسیم صفات به صفات قابل پذیرش براى انسان بواسطه یزدان و صفات غیر ملایم با طبع بشرى كه بواسطه اهرمن آمده است فرض كنید دو خدا داشته باشیم یك خدا، یزدان باشد اصلًا منشاء خیر است و شرّ از آن تراوش نمىكند و یك خداى اهرمن داشته باشیم منشأ شر كه خیر از آن تراوش نمىكند اینها واقعاً متخالف بالذات هستند دو حقیقتى كه تخالف ذاتى دارند مثل آب و آتش كه آتش طبیعتش سوزندگى و آب طبیعتش برودت است و طبیعت هیچكدام تبدیل به طبیعت دیگر نخواهد شد. شما هیچ وقت آتش را پیدا نمىكنید كه دست روى آن بگیرید و بگوئید به چه خنك است آدم خوشش مىآید اصلًا طبیعت و ذات آتش سوزندگى و حرارت است و آبى را پیدا نمىكنید كه چقدر دست آدم را مىسوزاند اگر مىبینید كه آب داغ است به خاطر اینكه آتش در آن رفته و الان این داغ شده خود طبیعت آب از برودت است حالا ما از برودت صحبت نمىكنیم مىگوئیم طبیعت آب رطوبت است آبى را پیدا كنید با اینكه دستتان تر است در آن برود و خشك شود یك همچنین چیزى را ما نداریم طبیعت آب رطوبت است و این تخالف ذاتى است. در مورد الهین و در مورد دو تعین خارجى كه هر دو متخالفین بالذات هستند. بعضى از ملحدین، قائل به این هستتند كه هیچ دلیلى بر این كه تحقّق خارجىِ آنها را نفى بكند ما نداریم. دو حقیقت متخالف بالذات باشند و هر دو حقیقت، من جمیع الجهات با هم اختلاف داشته باشند و در یك مورد حتّى با هم اتّفاق نداشته باشند و پس مسأله توحید چطور ثابت مىشود.
كه البتّه فخر رازى آمده یك اشتباهى مرتكب شده است ایشان گفته است كه مىشود ما قائل باشیم بر اینكه وحدت واجبالوجود بواسطه تعین واجبالوجود همان اثبات اثبات وحدت مصداقیه در نوع واجبالوجود مىشود و بواسطه تعین،

