جلسه ۱۶۴
449آثار مختلفى از خودش به وجود مى آورد، اما اگر آن وحدت تعین پیدا بكند دیگر نمىتواند اثر پیدا كند. تعین با اثر منافات دارد پس هر چه ما كثرات بیشتر ببینیم دلالت مى كند وحدت در آن طرف قویتر است و بالاخره به یك درجهاى مىرسد كه آن درجه وحدت به نهایت درجه وحدت است شما كافر را این طرف مىبینید مومن را در آن طرف مىبینید. ابوسفیان مىبینید باتمام قوا آمده و پیغمبر را مىبینید با دو نفر دو سه نفر اینجا ایستاده، شمر را در آنجا مىبینید با سى هزار لشگر، امام حسین را این طرف مى بینید با هفتاد نفر. اینجا معاویه را مىبیند با لشگر شام، اینجا على را مىبیند با لشگر كوفه، لشگر نامرد كوفه، آقا این كوفیان اگر بدانید به دل امیرالمؤمنین علیه السلام چه خونى كردند. امیر المؤمنین مىگوید: خلافت را كه قبول نكردید پس دنبال عمرو ابوبكر و عثمان بروید، حالا این بى پیرها وقتى از آنها سر خورده شدند و دیدند آنها چه از كار در آمدند، مثل ابوبكر گاو فقط ریش سفید داشت و فهم نداشت و آن عمر اصلًا دست چپ و راستش را نمىشناخت. و آن عثمان هم كه فقط به فكر عیاشىاش بود درِ دارالعماره را مىبست و مىرفت، باز هم عثمان بهتر از آن دوتا به عیاشىاش مىپرداخت و مىخورد مثل آنها ناجنس نبود، آن ملعونها خیلى ناجنس بودند، نمىدانم آنها چه مذهبى داشتند؟ آدم بعضى از اوقات گیر مىكند. تمام این اوضاع به خاطر این است كه آن وحدت آنجا قوى است. آقا، امام حسین را تكه تكه مىكنند و همین طور آنها نگاه مىكنند و هى مىخندند، روى زمین بهتر از این و بالاتر از این نبود و تمام ملائكه حیران و همه به حالِ اضطراب بودند ولى همان جا خدا مىگوید ولش كن هرچه مى خواهد بشود بشود تا جائى كه سراو را مى برند و تكه تكه مىكنند مىزنند در قلب تیر سه شعبه پیشانى بالا و پایین فلان آخرش مى گوید بیائید باید اسبها را بیارید له كنید این دیگر چى شد باید اینها همه چى این وحدت در این جا كار مىكند شما گول این روضه خوانها را نخورید، پا مىشوند مىگویند عمر سعد گفت: كیست كه بیاید

