جلسه ۱۶۴
443وجود با وجود نفس ناطقه انسان در آنجا تفاوتى ندارد پس در اینجا ما به این نكته مىرسیم كه در پس پردهَ اسماء و صفات یك حقیقتى وجود دارد كه آن حقیقت وجودیه باز تا به مرحله وجود بسیط و وجود مجرّد باز در آنجا راه طولانى دارد آنچه كه ما مى بینیم از مظاهر مختلفه در موجودات منبعث از نفس و حقیقت آنهاست. آنچه كه ما از صفات و اسماء مختلفه در ملائكه مىبینیم منبعث از قالب وجودى آنهاست. این در یك طرف، از طرف دیگر آن اسماء و صفات مختلفهاى كه ما در انسان مىبینیم آن منبعث است از آن كیفیت وجودى آن نفس ناطقه و ما مىبینیم این اعمّ و اوسع از آن نفس قدسیه مجرده نوریه ملكوتیه ملائكه است از آن جنبه جمعش بیشتر از او است. حالا بین این دو موجودیت باز یك مرتبه تا مرتبه حقیقتِ تجردیه فاصله است كه عبارت از وجود مطلق باشد حالا در همین مرحله این ذات كه این ذات نفس تعین آن وجود است هنوز در اینجا باقى است. از این ذات؛ در مورد مجردّات و مبدعات و در مورد انسان و سایر خلائق و عالم كَون و فساد صفات مختلفى نشأت مىگیرد آنچه كه از این ذات نشأت مىگیرد، عبارت است از بروزات و ظهورات ولى نفسخود ذات عبارت است از حقیقتى كه آن حقیقت، مظهر براى آن وجود مطلق و صرف الوجود است پس باز در اینجا ما بین ذوات اختلاف مىبینیم. همانطورى كه بین صفات اختلاف مىبینیم حالا آمدیم سراغ ذوات این ذواتى كه با هم دیگر در عالم لعالیل و در عالم خلق با هم اختلاف دارند وجه جامعشان چیست؟ باز برمىگردیم به صرف الوجود یعنى صرف الوجود مىآید بین این ذوات را با هم جمع مىكند. جمع كه مىكند بین این ذوات را نه اینكه این ذات تبدیل مىشود به ذات دیگر، بلكه این ذات در ظهور خودش باقى است و حقیقت او حقیقت واحدهاى خواهد شد كه همان نفس وجود مجرده است، شما در خواب دیدید كه گاهى اوقات مىبینید كه یك چیزى در مقابل شما هست و نفس همان چیز تبدیل مىشود به یك شىء دیگر حالا گاهى اوقات این تبدیل

