جلسه ۱۶۴
433وجود مطلق است، آن وجود، همان وجودى است كه بصورت قهر در آمده است. و همان وجودى است كه به صورت لطف در آمده است. دو تا وجود نداریم. پس وجود عین ظهور خارج است ولى ظهورات در خارج، آن ها عین همدیگر نیستند. چون آن ها حد دارند حد داشتن منافى با یكدیگر است، حد منافى است نه اصلهما نه اصلهم نه اصلهن. اصل این ها یكى است ولى حدود این ها تفاوت پیدا مىكند این همان مسأله وحدت وجود است.
سؤال: مبدأ یكى است بله از نظر مبدأ خیلى چیزها مبدئشان یكى است ولى بعد از تعینات و تشكلات
خارجى مختلف مىشوند، مثل همان مثالى كه زدید یك طین است یك گل است مىآئیم صد شكل را قالب گیرى با آن مىكنیم وقتى قالب گیرى شد
بحث در قالبگیرى هاست كه این دو تا قالب با این كه كمال اختلاف با هم دارند چطور یكى شدند.
جواب: آن به خاطر قالب است، این بخاطر قالب است
سؤال: نه، مىگویند یكى شدند
جواب: كى مىگوید یكى هستند.
سؤال: ذات و صفت یكى است و بحث در این است كه ذات و صفت چطور یكى شد.
جواب: خوب بنده كه نمىگویم یكى است از آن هایى كه مىگویند یكى است سؤال كنید.
س: پس وجه جمعش چیست؟ آنهایى هم كه مىگویند اینها اختلاف دارند مبداء را یكى مىدانند
ج: وجه جمع همان لقرآن
آنهایى كه مىگویند یكى هستند مبدأ را عین ظهور مىدانند من مىگویم اگر

