اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

427
  •  بیایند سرم و فلان و این حرفا وصل بكنند داشتند فوتبال تماشا مى‌كردند و خلاصه با داد و بیداد یكى آمده بود غر و فلان و خیلى دیگر، كارش عالى شده بود. این هم دیگر یك جور حالا شما بیایید در این اتاقها كار دارید نگاه مى‌كنید مى‌بینید كه كسى نیست اما یك نفر این جا گذاشته اند به او یك پولى داده اند آقا تو بیا این جا وقتى كه مراجع، شخص به تو مراجعه مى‌كند، ارباب رجوع، دست بر سرشان كن فعلا فوتبال را بگذرانیم من باب مثال رد كنیم. حالا یه جور دست بسرشان كن بگو فردا مى‌آیند. پرونده‌ات حاضر نیست. فلان نیست هر چى از آن اول گرفته تا آخر یك پولى به تو مى‌دهیم این تو بیا این كار را انجام بده یارو، مى‌رود در اتاق اول اتاق دفتر سلام علیكم یكى پشت میز نشسته حالتان چطور است؟ شما بفرمایید آقا پرونده شما اشكال دارد بروید در بایگانى تا مى‌روید در بایگانى مى‌بینید یارو، همان، پشت بایگانى نشسته. پرونده را نگاه مى‌كنم. آقا شما باید بروید مسئول امور فنى شما را بازرسى كنند، بنویسند تا مى‌آیید یك دفعه مى‌بینید یارو پشت میز گرفته نشسته بازرسى‌اش مى‌كند.

  •  تا مى‌آیید بروید در معاونت و تا حتى به ریاست هم مى‌رسد. آخرش به ریاست كه مى‌رسد مى‌گوید آقا كار شما گیر كرده بروید هفته دیگر بیاید. خوب حالا این آقایى كه آمده در تمام این اطاقها یكى یكى نشسته در یك جا شده مسئول كارگزینى، در یك جا شده مسئول امور فنى، در یك جا شده حسابرسى، در یك جا شده مسئول بایگانى، در یك جا شده معاون، در یك جا شده وكیل، در یك جا شده رئیس، این آقا آیا عوض شده یا عوض نشده. بالاخره زید بن ارقم است دیگر این چطور زید بن ارقم صندلى هایش عوض شد، اتاقش عوض شد تا حالا بابا تو كه مسئول آبدارچى بودى حالا آمدى جاى رئیس نشستى مى‌گوید بابا مملكت همین است حالا تو یكى اش را دیدى خیلى تعجب نكن مى‌رود در اتاق رئیس مى‌بیند زید بن ارقم است مى‌آید مى‌بیند را ... همان، مثلا یارو مسئول امور فرض كنید مهر