جلسه ۱۶۴
425این نور هم خودش را این جا دارد نشان مىدهد مىگوید مرا هم این جا ببینید مىگوییم تو را كه روى كتاب دیدیم چقدر رو دارى؟ هم جلوى كتاب دارى خودت را نشان مىدهى، هم در این لیوان دارى خودت را نشان مىدهى، هم روى این فرش دارى نشان مىدهى. مىگوید ما همین هستیم دیگر گردنمان كلفت است هر كسى گردنش كلفت است پیش مىرود در اینجا این دنیا حالا آن دنیا را نمىدانیم آن دنیا هم یك جور قضیه است.
سؤال: این وجود اطلاقى در دو شیئى كه با هم دیگر یكى مىبینیم به لحاظ وجود اطلاقى در افراد هم هست یعنى در سیاهى و سفیدى همین وجود اطلاقى هست چرا نمىگوییم سیاه و سفید یكى است
جواب: نه من عرض نكردم، این یكى است نه عرض من این بود این وجود اطلاقى در این صفت، وجود دارد و حضور دارد درست شد در آن جا حضور دارد.
خوب حالا من یك مثالى در این جا براى شما بزنم، بهتر. فرض كنید كه شما رفتهاید در یك اداره یك وقتى در این اداره فرض كنید كه پانزده نفر هركدام در یك اتاقند یكى اتاق فرض كنید كه دفتر، این یكى، یكى هم اطاق پرونده ها، بایگانى، یكى اتاق معاونت یكى اتاق كفالت، یكى اتاق وكالت یكى اتاق نمىدانم چى چى یكى اتاق مهر كردن، اتاق امضا كردن، اتاق پریدن ...
از این اتاقهایى كه مفصل هست و براى كاریابى و اشتغال و این ها بدرد مىخورد حالا، یك وقتى شما مىروید مىبینید كه آقا این جا من كار دارم، مىبینید كه این اطاق هایى كه پانزده تا باید مسئول داشته باشد همه گذاشته اند رفته اند فوتبال تماشا مىكنند اى آقا، آقا ما این جا كار داریم، نه آقا فینال چى چى است. مىخواهیم برویم تماشا كنیم هر طورى شدى شدى
یا مثلا ... یك بیمارستان بود. این دیگر چیز است. بیمارستان اورژانسى بود این مریض داشت مىمرد و هر چه مىرفتند مىگفتند كه این پرستارها و این ها

