اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

411
  •  این جاست كه شما یك حقیقت سبزى بدون تابلو و بدون برگ و بدون چمن و بدون هیچ گونه شیئ را در ذهن دارید و آن را قابل براى خفت و اشتداد مى‌دانید مى‌گویید این سبزیش بیشتر است از این سبزى دیگر این رنگ سبزیش كمتر است از او این كمتر است و این بیشتر است با چه مقایسه شده؟ بالاخره باید با یك چیزى مقایسه بشود دیگر

  •  سؤال: این در اوصاف درست است اما ذوات چه؟ اگر در ذوات بگوییم‌

  •  آن نفس انسان بسیط است و مجرد

  •  جواب: ذات مجرد را؟ نه دیگر، ببینیه وقتى ذات مجردى را بخواهد انسان تصور بكند این، تصور این ... ببیند بطور كلى در هر مرتبه از تصور یك صورت مبهمه و یك صورت مفصله قرار گرفته مفصله آن صورت مبهمه همان صورتى است كه انسان آن صورت مبهم را بوسیله آن صورت مفصل ذهنیه مى‌آید بروز و ظهور مى‌دهد شما زید را كه مى‌خواهید تصور بكنید در ذهنتان اول قبل از آنكه بخواهند بگویند آقا زید من باب مثال مى‌خواهد بیاید شما را ببیند .... آقا در خانه را مى‌زنند بچه مى‌رود دم در مى‌بیند كه یك آقایى است او را نمى‌شناسد مى‌آید مى‌گوید كه: آقا جان زید آمده مى‌خواهد شما را ب‌بیند شما هم چند تا زید در ذهن دارید زید بن ارقم است زید بن حارثه است زید بن بنى المصطلق است زید بن بنى الرباب چند تا زید را مى‌شناسید از بین این چند تا زید مى‌گردید ببینید كدام یك از این ها است آن صورتى كه دارید مى‌گردید چه شكلى است؟

  •  سؤال: این مشتركات درست است این ها را انتزاع مى‌كند ذهن ولى در آن مثال آن خود زیدى كه‌

  •  جواب: نه نه همین همین زید همین زید بالاخره این زیدى كه الان مى‌خواهد بیاید پیش شما این زیدى كه مى‌خواهد بیاید پیش شما این زید یك حقیقت حیوان ناطقیت بدون صورت دارد حالا این حیوان ناطقیت بدون صورت یا