جلسه ۱۶۴
407اجتماع و اقتران صفات است با ذات و با اسماء این امكان دارد و در خارج هم تحقق دارد چطوراینكه شما وقتى در ذهنتان یك غنم را تصور مىكنید در ذهنتان زید را تصوّر مىكنید در عین این كه ذات زید را تصور كردید كه حیوان ناطق است و داراى نفس مستعده براى كمالات انسانى است، در عین این، شما قد و اندازه او را هم تصور مىكنید. قدش ١ متر و ٧٠ سانتى متر است. در عین حال رنگ او را تصور مىكنید بشره او را هم تصور مىكنید، در عین حال خصوصیات وملكات اخلاقى او را هم تصور مىكنید، تمام این ها در این محدوده تصور زید گنجانده شده. این را مىگوئیم اقتران نمىگوئیم عینیت. نه این كه آن وضع و آن كم و او عین آن زیدى است كه الان در ذهن شما تصور شده است آن زیدى كه در ذهن شما تصور شده است او حیوان ناطق است. یك اوصافى دارد. ممكن است شما همان زید را تصور كنید بدون اوصافش. ممكن است زید را تصور كنید با اوصافش پس تصور زید ضرورتى ندارد اقتضاى ضرورتى را نمىكند بالنسبه به تصور اوصافش. و تصوّر اوصاف اقتضاى ضرورت را نمىكند بالنسبه به تصوّر زید شما ممكن است یك صفت كمالى را در ذهنتان تصور كنید و هیچ ذاتى را به این صفت كمالى مرتبط نكنید.
سؤال: مىشود تصور ذات كرد بدون صفت مثلا تصور ذات كرد بدون علم بدون قدرت
جواب: خوب بله این مىشود یك حقیقت مبهمه دیگر. عرض كردیم دیگر چون ذهن شما براى تصویر مفاهیم احتیاج دارد مواد صور بنابراین شما نمىتوانید یك ذات مادى را تصور كنید بدون تصور صورت و ماده اما اگر شما حقیقت علم را بخواهید تصور بكنید حقیقت علم در این جا نیازى به صورت و ماده ندارد. صفات را اگر بخواهید تصور بكنید این صفات نیازى به صورت و ماده ندارد. یعنى یك حقیقت مشتركى از جزئیات در ذهن شما مىآید كه آن حقیقت مشترك عبارت

