اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

397
  •  علیكم من با تو رفیقم به سنگ مى‌رسد مى‌گوید با تو رفیقم به شن مى‌رسد مى‌گوید با تو رفیقم به خوش مى‌رسد مى‌گوید با رفیقم خلاصه به هر جا مى‌رسد، خود مى‌رود. و مى‌گوید من چیم؟ با تو رفیقم از من نترس. من با همه مى‌توانم خود را انس بدهم این حالت را مى‌گوییم چى؟ حالت اطلاقى این وجود مصحح حمل شایع است پس فهمیدیم حالا حمل شایع دلیلش چیست؟ دلیل حمل شایع این است كه آن وجود اطلاقى، او آمده در اینجا و سر آشتى را با همه باز كرده و آمده با هر دوى اینها جمع شده با هر دوى اینها جمع شده یعنى چه؟ نه اینكه هر دو را به حال خودش بگذارد و در عین حال جمع شود همه را قاطى كرده گفته آن نفسى كه زید دارده بسیار خوب، این وجودى كه علم داره من آمدم هر دو را با هم گرفتم زیر سنگ آسیاب و مخلوط كردم و آسیا كردم یك معجونى در آوردم اسم این معجون را مى‌ذارم زید عالم. حالا یك وقتى اسم این را مى‌گذارند زید عالم یك وقتى مى‌آیند همه چى قاطى مى‌كنند زید عالم زید شارع زید كاتب زید ناطق نمى‌دانم زكى چه و چه و آقا عجب این و جو قدرتى دارد آمده صد مفهوم مخالف را آمده جمع كرده زید رئیس زید مرئوش، زید طباخ زید آهنگ زید بخار خلاصه هر چه كه مى‌خواهید تمام اینها را مى‌آید و قاطى مى‌كند و یك معجون از آن درست مى‌كند مى‌شود همین اكه نشسته جلوى روى شما بطورى كه اگر قرار بود مثل اون اولى كنفرانس بدهیم كه شش نفر بنشینند سر یك زید یك عالم اینجا باید همه دنیا جمع شوند دورش خلاصه بگویند آقا شما كه هستید چه هستید امام این وجود مى‌گوید نه این وجود اطلاقى من مى‌آید همه این دو تا را و سه تا را و چهار تا و ده تا و صد تا را مى‌آید همه را با هم یك كاسه مى‌كند این در مورد حمل شایع و عینیت صفات با ذات در مرحله جزئیت حالا برویم بالا ببینیم چه خبر است.