اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

385
  •  دارد معرفى مى‌كند طرف دستش را گرفته او مى‌آید یعنى هر دو با هم مى‌رسند در خانه مى‌بینى كه اینجا دو نفر آمده اند دو نفر آنجا یعنى چهار نفر در انه زندگ را مى‌زنند آقا شما كه هستید. آقا من تعریف عالم كردم. ایشان مى‌خواهد آن عالم را ببیند. دستش را گرفتم آوردم كجا اینجا این هممن شما كى هستید براى چه آمدید این هم مى‌گوید آقا ما داشتیم یك زیدى را تعریف مى‌كردیم زید باباش این است گفت من مى‌خواهم این زید را ببینم اصلًا صحبت عالم نیست این زید من هم دستش را گرفتم اتفاقاً با هم رسیدیم در این خانه چهار نفر دارند وارد چه مى‌شوند وارد خانه مى‌شوند مى‌ببیند یكى در حیاط نشسته آن كه مى‌گوید عالم را به تو نشان مى‌دهم مى‌گویم این ها آن هم كه مى‌گوید زید را مى‌خواهم به تو نشان بدهم مى‌گوید این ها هر دو مى‌گویند اینها درست شد. این كه هر دو مى‌گو یند این ها یعنى چه یعنى حمل شایع سنائى یعنى هم آن زیدى كه در ذهن آن طرف بود با صطلاح وجود خارجى اش این است هم آن عالمى را كه چیز كرده وجود خارجى اش چیست این است پس وجود مى‌آید به هر درى اینها وحدت مى‌دهد درست شد. حالا صحبت ما در اینجا این است. این مطلب را اگر ما توانستیم بپذیریم بحث در آن مسأله كلى هم فرق نمى‌كند حالا كه وجود آمده است و بین این دو مفهوم مخالف آمده اتحاد برقرار كرده اگر ما به آن بگوئیم حالا پیش جناب زید بنشینم بشویم پنج نفر دو نفر اینجا نشسته اند این كه مى‌خواهد عالم را نشان بدهد. این هم كه مى‌خواهد زید را نشان بدهد. آمده بغل دست زید نشسته است. خود زید هم آنجا نشسته مى‌شود پنج تا ما هم كه مى‌خواهیم بین اینها حكومت كنیم مى‌شویم شش تا، شش نفر نشسته اند مى‌خواهیم مسأله حمل شایع سنائى در اینجا بررسى كنیم. مى‌گوئیم بسیار خوب. شروع مى‌كنیم از جناب زید پرسیدند اى بزرگوار براى چه به شما گفتن عالم یك فكرى مى‌كند و مى‌گوید من یك مسائلى در من وجود دارد. بخاطر آن مسائل به من مى‌گویند عالم ما یك سؤال مى‌كنیم مى‌گوئیم‌