جلسه ۱۶۴
381انتزاع معناى كلى موجب وحدت بین چه شده است بین این شده آن معنا كلى چه است باز آن یك نحو من الوجود است كه عبارت از همان اختراص است عبارت از از همان جرأت است عبارت از همان شهامت است عبارت از همان چیز است كه این خیى بحث اش دقیق تر از بحث استهاره است كه چیز در آن جا مىفرمانید حالا این بحث راجع به حمل شایع كه ما در این جا داریم این نكته به این مسأله بر مىگردد پس ما مفاهیم را نمىتوانیم با همدیگر آشتى بدهیم مفاهیم با همدیگر آشتى نمىكنند. پس چرا ما مىگوئیم زید عالم چه چیزى را مادر اینجا ما آشتى داده ایم مفهوم كه با هم آشتى نمىكند. وجود در اینجا آمده و بین دو مفهوم را با همدیگر چكار كرده نزدیك كرده است یعنى وقتى كه نگاه مىكنیم مىگوئیم عالم آقا این عالم را به ما نشان بدهید مىگوئیم این زید مىگوید این كه زید است مىگوئیم زید باشد مىگوید زید كه مفهوم با عالم فرق مىكند كه مىگویم بالاخره وجود خارجى عالم همین است حالا تو اسم این را از او بردار و اسمش را بگذار مجسمه اسمش را بگذار یك اسنان حالا زید نمىتگوئیم مىگوئیم انسان این انسان و لو انسان هم باز مفهومى باز مخالف است ولى بالاخره حالا مىگوئیم اگر زید مىترسیده نه اسم این زید را بر مىداریم بخاطره در همه مردم، مردم از اسامى مىترسند در واقع همه اینها تخیلات است. این عالم را مىگوئیم آقا وجود خارجى عالم را به من نشان بدهید این عالم را كه تو مىگویى كه داراى این قدرت است این فهم و این شعور است من ندیده ام. مىگوئیم آقا اینها بفرمائید
آمد پیش ام صادق (ع) نشست آن مرد شامى گفت من مىخواهم بحث كنم. حضرت (مومن الاطاق) بودنند نمىدانم چكار بودنند حشام بن سالم بودن (مومن الاطاق) بود كه در این موقع حشام بن حكم آمد آنها با او صحبت كردند محكومش كردنند هر كدام بعضى ها هم نتوانستند تقریباً خلاصه با او چیز شدند در این موقع حشام بن حكم حضرت با او صحبت كردنند فرمودنند. وقتى همه حرفها زد به

