اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۴

374
  •  اینها را جمع كردیم ولى این وجه یك جهت اعتبارى است مثل همین لیوان و پارچ مى‌فرماید.

  •  جواب: خوب این اعتبار از كجاست آمد. حالا ما اعتبار نمى‌كنیم شما اعتبار مى‌كنید ما اعتبار نمى‌كنیم.

  •  سؤال: نمى‌شود دیگه‌

  •  جواب: چرا نمى‌شود من این را مى‌خواهم بگوئیم این كه شما مى‌گوید یك امر اعتبارى است. تا یك جهت خارجى نداشته باشد شما اعتبار نمى‌توانید بكنید وقتى مى‌گوئید این آقا رئیس هستند و این ها همه مروئتس هستند با یك جهت خارجى به ما نشان بدهید. اگر از شما سؤال كردند آقا به چه دلیل شما گفتید ایشان رئیس است شما مى‌گوئید آقا ما اعتبار كردیم و مى‌گوئید آقا (ما) نمى‌كنیم. مى‌گوئید ١ نمى‌شود مى‌گویند نمى‌شود نه آقا مى‌شود. هى بگو آقا مى‌شود مى‌گوید نمى‌شود. هى بگو نرهى مى‌گوید بدوش. سؤال: با خره اعتبار مى‌شود. ولى اینكه این بخاطره جواب: نه من مى‌خواهم شما را به یك مسأله منتقل كنم شما آن مسأله را مى‌دانید منتهى به اصطلاح ....

  •  و آنكه هر جهت اعتبار پایه یك جهت حقیقت داشته باشد. آن جهت حقیقت یك مسأله خارجى هست انتزاع انتطاء ما از این مسأله خارجى مى‌شود مسأله اعتبارى یعنى فرض كنید شما اگر فرض كنید كه مى‌خواهید یك مسأله رئیس و مروئسى درست بكنید باید زید در آنجا وجود داشته باشد و یك سریرى وجود داشته باشد و آنجا بنشید و بقیه یك متر پایین تر تا اینكه این مجلس اقتضاء بكند این رئیس و بقیه مروئسى هستند درست شد امّا از این مسأله از این كیفیت از این وضع خارجى كه یك امر حقیقى است باخره زید بالاى سریر نشسته است دیگر زید كه پایین ننشسته بالاخره دارید مى‌بیند یا این هم اعتبار است این دیگر اعتبار نیست این كه زید روى تخت یك امر حقیقى است و بقیه یكمتر پایین تر نشسته اند