جلسه ۱۶۴
362استعمال مىكنند حتى بچه هاى دو ساله این یك عین خارجى را اول فهمیده اند. همین بچهاى كه مىآید مىگوید جیزه واضع لغت كه نیامده جیز را وضع كند. جیم و الف و ز براى سوزندگى. بچه مىآید مىگوید جیزه به او یاد مىدهند پدرش، مادرش مىگوید چرا مىگوید جیزه چون اول رفته دستش را زده به بخارى وقتى كه سوخته گریه اش در آمده بعد مادرش مىگوید هان جیزه است. این مىرود نزدیك مىشود. دستش را مىبرد به مادر اشاره مىكند مىگوید: جیزه چرا؟ چون این حقیقت را در خارج پیدا كرده. حالا اگر این دستش اول به بخارى نمىخورد. آیا این معناى جیز مادر را مىفهمید هیچ وقت نمىفهمید. همین طور به مادرش نگاه مىكند. پس باید اول دستش به بخارى بخورد، بسوزد تا بفهمد جیز یعنى چه. باید وقتى كه تشنه اش مىشود مادر به او آب مىدهد. وقتى كه آب داد مىگوید چه؟ مىگوید: آبه اینكه در موقع تشنگى به دنبال آب مىگردد و گریه مىكند چون قبلا این آب را در موقع تشنگى مادرش به او داده الان مىفهمد و الا بلند مىشود مىرود فرض كنید فرش را گاز مىزند هیچ چیزى سرش نمىشود بچه. هر مفهومى را كه شما بخواهید تصور بكنید این مفهوم باید در ازاءِ ادراك یك عین خارجى باید باشد.
سؤال: حتى مفاهیم فلسفه ثانوی؟
جواب: هیچ فرقى نمىكند. تمام اینها یك ما به ازاءِ یك عین خارجى مىخواهند. فرض كنید در مفاهیم انتزاعى در مفاهیم انتزاعى، مفهوم ریاست كه یك مفهوم انتزاعى است. اگر ریاست بخواهید باید این ریاست ما به ازاى خارجى داشته باشد، تا شما ادراك بكنید. رئیس به چه كسى مىگویند رئیس به آن كسى مىگویند كه ... در همین اطاق اگر كسى وارد این اطاق بشود. اگر ما جورى بنشینیم هیچ امتیازى بین ما در جلوس نباشد. اگر یكى وارد بشود بگوید رئیس شما كیست؟ چیست به هم یكى یكى نگاه مىكنیم. در زمان پیغمبر چرا پیغمبر را

