جلسه ۱۶۴
358آن مفهوم باید یك وجود خارجى داشته باشد. یعنى تا وجود خارجى تحقق نداشته باشد مفهوم هم براى انسان غیر قابل تصور است. اشتباه نشود در این وجود خارجى كه بسیارى از مفاهیم اینها وجود خارجى ندارند مانند انیاب اغول مانند تخیلات مانند عنقا مانند شریك البارى كه هستند اینها، نه منظورم از وجود خارجى و لو وجود تخیلى باشد و لو وجود تركیبى و مونتاژى باشد. و لو وجود، وجود خلطى باشد. به عبارت دیگر حتى این انیاب اغوالى كه ذهن مىآید و این مفهوم را براى انیاب اغول جعل مىكند و بعد این مفهوم را در اشعار خودش به كار مىبرد یك ما به ازاءِ خارجى داشته این ما به ازاءِ خارجى كه در عالم اعیان است به واسطه دخل و تصرفات ذهن به یك وجود ذهنى متبدل مىشود. ما در خارج غول نداریم تا انیاب اغوالى برایش تصور كنیم. ذهن مىآید از آن مصادیق خارجى اعیان، از هر كدام یك جزئى را بر مىدارد و در ذهن خودش مونتاژ مىكند و اسم او را غول مىگذارد. و براى او انیابى تصور مىكند. و بعد براى او حكم مىتراشد. یا فرض كنید كه.
سؤال: پس در حقیقت ماهوى حقیقى همیشه بعد از هل بسیطه است دیگر.
جواب: بله؟
سؤال: ماهوى حقیقى همیشه بعد از هل بسیطه است.
جواب: بنده عرض كردم این را كه اگر یادتان باشد سابق عرض ما همین بود. در مورد مرگ یا اینكه مىگوئیم كه (انشبت المنیه اظفارها.) این بحثها را كه در مطوّل خواندید دیگر. یادتان مىآید یا نه؟ استعارات و استعارات تخییلیه و نمىدانم از آن مطالبى كه مىفرمودند در آنجا، این مرگ عبارت است از یك فقدان از یك سلب از یك عدم الحیات منتهى چون این فقدان را بعنوان یك قدرت و عنوان یك قوه اى كه موجب رفع حیات مىشود در ذهن مىآورد، مىآید از اعیان خارجى كه عبارت است از مخالب ذئب و مخالب ببر و پلنگ از آنجا مخالبى را و اظفارى را

