جلسه ۱۶۴
333ج: ها رهبر ما. اینها باید بیایند براى ما رهبرى كنند این مسأله شوخى نیست. وقتى كسى مىگوید رهبر ما طفل سیزده ساله است این را كه دیگر نمىتوانى خر كنى هر كسی؟؟؟ حالا این آسید حالا این شده رهبر بنده؟ مرتضاى من. چند سالش است؟ دوازده، سیزده سالش است. تفنگ را بدهم دستش نمىرود، روى مین نمىرود؟ این آسید مرتضى ما ١٣ سالش دیگر ١٢ سالش حالا یك سال كمتر مىگوئیم رهبر ما ١٢ ساله است آسید مرتضى تو نمىروى مین الان نمىدونم نمىروى آنجا بزنى فتح كنى؟ بله مىروم آقاجان این بیخود كرده مىرود تا آخرش مىرود هوا و صد تا تكه مىشود مىآید پائین این بچه چه مىفهمد آقا! من آن روز گفتم اصلا هیتلر یك ارتش بچه تشكیل داده بود به خاطر اینكه جلوى تانكهاى شوروى بایستد یك گروهى تشكیل داده بود از بچه ها بچه چه مىفهمد آقا به خودش نارنجك مىبست مىرفت زیر تانك! تانك را مىزد داغون مىكرد كذا و مىگفت بعد هم افتخار مىكرد تا این جوانان بچه ها هستند برلن سقوط نخواهد كرد آنها هم آمدند درب و داغونش برو پى كارت با آن بچه هاى نمىدانم چى چى هست این مكتب نیست این مكتب، مكتب منطق و علم و اینها نیست به این سمت حركت نمىدهد. آن مكتب، مكتبى است كه پیر مرد ٦٥ ساله با ١٢ سر عائله همه به او نیاز دارند محتاجند این پیرمرد از روى فهم و از روى علم و از روى ادراك برود جلو و چه كار بكند؟ به هر جا رسید رسید این مكتب كجاست؟ این مكتب كربلاست در مكتب كربلا علم حاكم بود در مكتب كربلا منطق حاكم بود، منطق حاكم بود. امام حسین ایستاده مىگوید نه فرار مىكنم نه تسلیم مىشوم به خاطر اینكه تسلیم، تسلیم ظلم است نه فرار مىكنم چرا فرار كنم؟ (والله لا اعطیكم بیدى اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید) كه مرحوم آقا اقرّ خواندند ولى اینطور به من نظر مىرسد افر بهتر باشد از نظر معنا چون (اقر با اعطیكم بیدى) یك معنا دارد در صورتى تقابل مىآورند كه دو معناى مخالف باشد حضرت مىخواهد بفرماید كه نه

