جلسه ۱۶۴
328دو تا مىمردند زیر دست و پا این طورى حمله كرده بودید.
دیشب خواب مىدیدم كه به من مىگویند فلانى گوسفند دارد در خانه اش گوسفند دارد تربیت مىكند گوسفند دارد علف مىدهد گفتیم برویم تماشا كنیم ببینیم چیست؟ رفتیم بله آقا یك عده گوسفند هستند و اینها همه سرشان به آب و به علف هست آب مىخوردند فلان مىكنند. من رو كردم گفتم اینها چى چیست در خانه؟ اینها را آوردید؟ گفتند مىخواهیم گوسفند پروار كنم، گفتم بكن اتفاقا آقاى بهجت هم آنجا بود او هم تائید مىكرد مىگفت كه آره فعلا این پرورش دام خیلى مفید گفتیم خیلى خوب بروم پرورش دام؟ نمىدانیم دیشب چه دیشب خیلى آقا منزل شما خوردیم. این مردم اینطوریند بعد بلند مىشود بعد از عثمان مىآید سراغ امیر المومنین و یا على باید تو بیایى. دروغ مىگوئى دروغ مىگوئى اگر واقعا مىآیى دنبال على خوب چرا پس پدرش را درآوردى؟ چرا پدر این على را در آورى؟ چرا خون به جگرش كردى؟ چرا گفت هى برویم گفتید كه: یا على نه بگذاریم زمستان! زمستان شد گفتید بگذاریم تابستان تابستان شد بگذاریم زمستان چرا هر حرفى زد آمدید مخالفت كردید كجا واقعا اینها اینطور بودند؟ بله خلاصه همیشه علم مظلوم بوده. علم یعنى فهم. آن كسانى كه مىفهمند كنارند هر وقت دیدید كه یك كسى بیا برو و سر وصدا دارد در مردم من كه اصلا تزم این طور شده من این قانون (اكثرهم لا یعقلون1 قرآن اكثرهم لایعلمون2 واقعا مىبینیم اینطوره! اصلا مگر ممكن است جامعه یك آدم با فهم را انتخاب كند اصلا مىشود همچنین چیزى. واقعا شما واقعاً بنشینید فكر كنید این جامعه آخر جامعه كه ما مىگوئیم جامعه یك غول بى شاخ و دم و یك چیز كذا كه نیست جامعه عبارت است از تك
- ١- سوره مائده (٥) ذيل آيه ١٠٣ و سوره العنکبوت (٢٩) ذيل آيه ٦٣ و سوره حجرات (٤٩) ذيل آيه ٤
- سوره الانعام (٦) ذيل آيه ٣٧

