جلسه ۱۶۴
326رودخانه كذا شنا كند با دختران لخت و عریان آن وقت باید حضرت آقا حقوقشان را هم بفرستند این كه به شما مىگویم دروغ نیست چون غیبت مىشود و الا اسمشان را مىآوردم چه كسانى بودند و فلان اینها همه بازى است آقا پول خمس را مىگوید مجبور است براى بچه اش بفرستد در آمریكا حالا بچه اش آنجا چه كار مىكند دیگر خدا مىداند اینها را دیگر بنده نمىدانم شاید شما هم ندانید. بعد یكى از اینها بود از همین آقایانى كه خیلى الان سنگ انقلاب را به سینه مىزند همه تان مىشناسید همه تان مىشناسید مىگفت: كه، به یارو مىگفت آقاى فلانى چرا مثلا یكى دو سه شب هستید یكى یك شب بس است كافى است. من اگر یكى بیاید پیشم فردا شب به او مىگویمwho are you ? شما چه كسى هستید؟ نمىشناسمت حالا اینها آمدهاند براى ما تئوریسین انقلاب شدهاند. اى بابا! اینها همه اش بازى است آقاجان همه اش بازى بله دیگر حالا در هر صورت عمامه اش آنجاور غیر عمامه اش صد هزار تا اینها همه اش مال این است كه ما در وهله اول خودمان مطرحیم و در زیر پوشش خودمان، خدا را داریم مطرح مىكنیم نه اینكه ما زیر پوشش خدا رفتیم بعد خودمان را مطرح كنیم اگر آن طور باشد آن على است، آن امام مجتبى است، آن امام سجاد است. اینها زیر پوشش خدا رفتند بعد خودشان را مطرح مىكنند. حالا هر چه شد گرفت گرفت، نگرفت نگرفت. این دیگر اول آمده خدا را براى خودش آمده مطرح كرده لذا مىخندد به این اوضاع. مىآید سراغش یا على هم به آن رفتن دنبال آن گوساله ها ابوبكر و عمر مىخندد مىگوید: به ترا بخدا نگاه كن. این همین كسى است كه دیروز مرا دید پیغمبر به من چه گفت عید غدیر بلند كرد مىآید حالا رفته دارد وا اسلاما وا اسلاما هم دارد مىگوید دارد دنبال آنها مىرود. هم به این دیروز البته خوب تكلیفش را هم انجام مىداد دیگر مىرفت سراغشان و همان موقعى كه بعد از عثمان آمدند و پاشنه خانه را در آوردند در را شكستند دیگر، كه امام حسن و امام حسین حضرت مىفرماید كه داشتند این

