جلسه ۱۶۴
319جواب: فاضلِ؟
سؤال: لنكرانى، مرحوم بلخى در مشهد بودند به آقاى اشكورى هم معروف بودند. منتهى خوب ایشان افغانى بودند، اصلا از فلاسفه معروف بودند ایشان وقتى مرد هیچ كس جنازه اش را بر نمىداشت مىگفتند: نجس است جواب: عجیب و خیلى از زهاد بزرگان بود.
جواب: بله سابق كه این طور بود مثنوى را انبر بر مىداشتند.
سؤال: با اینكه ید طولایى در فقه و اصول داشت ولى چند تا شاگرد افغانى بیشتر نداشت جواب: وزر و وبال فلسفه گرفته بودش.
سؤال: همه طردش كرده بودند
جواب: دیگر اینطور بود دیگر. از سابق علم مظلوم بود حق مظلوم بود. شما مىبینید هر كه فهم داشت هر كه فهم داشت، آن كنار بود آنهائى هم كه داشتند در راستاى منافع دنیویشان به كار گرفتند و آن كسى كه خواسته بود كه از این فهم و علمش فقط براى خودش منتفع بشود جامعه یك همچنین شخصى هم را نمىپذیرفت قبول نمىكرد. یك روز مرحوم آقا سابق وقتى ایشان چیز بودند ایشان وقتى كه در تهران نماز مىخواندند مسجد قائم روزهاى ماه رمضان مسائل شرعى مىگفتند اوّل یك مقدارى مسائل مربوط به روزه و مبطلات روزه و اینها را مىگفتند كه خوب مبتلى به در ماه رمضان هست و بعد هم مسائل مختلفى را مىگفتند از معاملات و تجارات و اینها. بله یك روز صحبت ربا و حرمت معاملات بانكى و اینها راجع به این صحبت مىكردند، ایشان هم خیلى نسبت به این قضیه شدید بود، خیلى. دیگر بعضى ها اعتراض مىكردند این طرف، آنطرف از مردم آقا با این وضعى كه شما مىگوئید اصلًا دیگر كار نمىشود كرد ایشان هم مىگفتند كه ما مسأله امان را مىگوئیم دیگر به بقیه اش كار نداریم خیلى نسبت به این قضیه ایشان شدید بودند نسبت به بانك و مسائل بانكى زمان شاه خیلى، خیلى شدید

