جلسه ۱۶۳
176بنابراین وقتى كه آن وجود تنازل پیدا مىكند با خودش تمام صفاتى را كه در مبدأ بوده است پایین مىآورد هر چه مىآید پایین تر این صفات كمتر مىشود ولى از بین كه نمىرود. باز این صفات هست. یكى از آن اوصافى كه بر آن وجوب ذاتى حمل مىكردیم وجوب بالذات بود. و این وجودى كه در مبدأ هست از ناحیه غیر نیامده است و هر چیزى كه از ناحیه غیر نیاید ذاتاً واجب است. الان این علومى كه براى من پیدا شده است مثلًا كتاب را باز كردم خواندم و عالم شدم ویا شخصى با من صحبت كرده و من عالم شدم و یا یك چیزى را مشاهده كردم و عالم شدم؛ این علم به واسطه كسب و به واسطه عنایت یك فاعلى از خارج براى من پیدا مىشود این ممكن مىشود حالا اگر یك وقت مسألهاى براى یك شیئى باشد و از ناحیه غیر به او افاضه نشده باشد حتماً باید حكمِ به ضرورت براى آن ذات بكنیم چون از ناحیه غیر نیامده است و شما غیر از ذات واجب چه چیزى را در عالم وجود سراغ دارید كه آنچه را كه دارد از ناحیه خود او باشد و غیر او براى او نیاورده باشد. علمِ واجب از خودِ واجب است و غیر براى او چیزى نیاورده است. قدرتِ واجب از ناحیه خود واجب است و غیر براى او قدرت نیاورده است ما اگر صبحانه نخوریم زوارمان در مىرود اگر دو روزى غذا نخوردیم مثل جنازه روى زمین مىافتیم پس براى تحصیل قدرت نیاز به غذا داریم نیاز به هوا و اكسیژن داریم نیاز به آب داریم. حالا آن ذاتى كه قدرت را در ذات خود بدون دخالت غیر؛ واجد است؛ قدرت؛ براى آن ذات واجب مىشود حالا وجودى كه بر ذاتِ واجب حمل مىشود واجب است بنابراین آن وجودى هم كه تنازل پیدا مىكند آن وجود؛ وجوبِ بالذات را در ذات خودش خواهد آورد. منتها بحث بر سر حقیقت وجود نیست ـ این مسأله را كاملًا دقت كنید ـ . حقیقتِ آن ذات واجب؛ واجب بالذات است بحثى كه ما مىكنیم راجع به جنبه تنازلش است به واسطه تنازل او است كه ما حكم به وجوب بالغیر مىكنیم اما وقتى كه به ذاتش نظر مىكنیم واجب بالذات مىشود. اینجاست آن كلام

