جلسه ۱۶۳
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۳
9یعنى این لزومى را كه در نفس ملاحظه مىكنیم، نمىشود این لزوم بدون ارتباط بین دو شىء مد نظر قرار بگیرد. یعنى وقتى كه شما مىگویید: این براى این لازم است، اینكه مىگویید: لازم است، در اینجا بهطور ابهام طرفینِ لازم و ملزوم را آوردهاید؛ مثل اینكه بگویید: امتناع با ضرورت دوتا است، اینكه مىگویید: امتناع با ضرورت فرق مىكند، هم در مورد امتناع، طرفین لازم و ملزوم را آوردهاید و هم در مورد اینكه با ضرورت فرق مىكند طرفین را آوردهاید، منتها با ابهام آوردید. موضوع و محمول در این قضیه مبهم است و بهطورکلی دو امر مبهم است، والا امتناع یعنى ممتنع بودن، ممتنع بودن یعنى یك وجودى براى یك موضوعى محال بودن. پس معنی این است که همینكه مىگویید: امتناع، درواقع دو طرف ممتنع را بدون اینكه بفهمید یا نفهمید در ذهن آوردهاید؛ خلاصه معناى ابهام را در ذهنتان آوردهاید.
و هذا كما فی ملاحظةِ السلوبِ و الأعدامِ فإنّها و إن كانت حقیقتُها سلوبَ الأشیاءِ و أعدامَها لكن للعقلِ أن یلحَظَها كذلك و إذا صارت معقولةً قد عَرِضَ لها نحوٌ مِن الوجودِ ثمّ مع ذلك لا ینسَلِخُ عن كونِها سلوبًا و أعدامًا لأنّ ماهیتَها كذلك و قد مَرَّ أنّ الوجودَ ممّا وَقَعَ ظلُّه العمومیُّ الانبساطیُّ علىٰ جمیعِ الماهیاتِ و المفهوماتِ حتى علىٰ مفهومِ العدمِ و شریكِ الباری و اجتماعِ النقیضین فمفهومُ المعنى الرابطیِّ معنَى رابطیٍ بحسبِ الحملِ الذاتیِ الأولیِ لا بحسبِ الحملِ الشائعِ الصناعیِ فتَدَبَّر فیه.1
«در ملاحظۀ سلوب و اعدام همین مطلب هست. بالاخره موضوع باید لحاظ بشود؛ اگرچه حقیقت سلوب اعدام، سلب اشیاء و اعدامش است، ولی براى عقل این است كه طرفین را ملاحظه بكند؛ یعنى وجود آن موضوع را در ذهن بیاورد و در ذهن به او وجود بدهد. و وقتى كه معقوله بشود، سلوب و اعدام را تعقل كنید، بالأخره یك قسمت از وجود را شما آوردهاید. (همینكه مىگویید: عدمِ زید، همین عدمِ زید خودش نحوٌ مِن الوجود است دیگر؛ بالأخره در ذهنتان عدم زید را آوردهاید، عدم پارچ را كه نیاوردهاید. اینكه عدم زید را آوردهاید این یك مفهومى است كه با بقیۀ مفاهیم تفاوت دارد، این یعنى همین موجودیت این مفهوم.) بعلاوه با اینکه به این سلب یك امر وجودى دادید، ولی درعینحال از سلب بودن و اعدام بودن خارج نمىشود، چون اصل قضیه عدمى است، اصل قضیه، قضیۀ سلبى است. گذشت كه وجود از آن چیزهایى است كه سایۀ عمومى انبساطىِ آن بر همۀ ماهیات و مفهومات حتى بر مفهوم عدم و شریك البارى و اجتماع نقیضین گسترده شده است و تصور اینها نحوهای از وجود است. و مفهوم معناى رابطى، معنای رابطی است بهحسب حمل ذاتى اولى نه بهحسب حمل شایع صناعى. [در این مطلب تدبر کنید!]»
- . الحكمة المتعالیة، ج 1، ص 145 ـ 146.

