جلسه ۱۶۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۲
3در بعضى از موارد هم محمول و هم موضوع هردو یك امر انتزاعى هستند و هر دو مابالانتزاع دارند، مانند قضایاى ذهنیه كه نه موضوع وجود خارجى دارد و نه محمول وجود خارجی دارد، مثل همین قضیهاى كهایشان مىفرمایند: ما الآن مطرح مىكنیم؛ در وهلۀ اول مىگوییم: «زیدٌ ممكن الوجود»، این امكان، جهت براى این قضیه حساب مىشود، بعد ما این امكان را مفهوم مستقل قرار مىدهیم و محمولى براى آن مىآوریم، مىگوییم: «الامكانُ بالضرورة ضرورىٌ لوجودِ زید»، یعنى امكان براى وجود زید ضرورت دارد. الآن این امكانى كه موضوع قرار گرفته شده و محمول او كه بالضرورة است و براى وجود زید ضرورت دارد، هردوی اینها وجود خارجى ندارند، نه خود امكان وجود خارجى دارد و نه محمولش وجود خارجى دارند، وقتی موضوعش وجود خارجی نداشته باشد محمولش هم وجود خارجی ندارد. ولى هردو امر انتزاعى از قضیۀ اول هستند. قضیۀ اول عبارت از همان زید خارجى است. پس قضیۀ اول ما كه «زیدٌ ممكن الوجود» است، این موجب شده است كه شما قضایاى بعدى را از آن انتزاع كنید. پس برگشت وجودى كه در قضایاى بعدى هست به وجود واحد است. آن وجود واحد همان وجود زید خارجى است كه آن قضیۀ ذهنیۀ ما حكایت از آن زید خارجى مىكند. دیگر ما در اینجا وجودات متعدده نداریم كه شما اشكال كنید بگویید: تسلسل لازم شد و در تسلسل هم موجودات متعددۀ موضوع است و هر كدام مترتب بر یكدیگرند پس در اینجا تسلسل ذهنى هم محال است. ما میگوییم: در اینجا یک وجود داریم، یک وجود داریم و صدتا قضیه، یک میلیون قضیه! آن اشکالی که موجب محالیت تسلسل میشود این است که وجود موضوعات ما متکثر بشود. الآن در اینجا موضوعات ما متکثر است ولی موضوعات وجود خارجى ندارند؛ مثل اینكه شما یك قضیۀ ذهنیه را بر یك قضیۀ دیگر در خارج حمل كنید، یك محمول را بر یك موضوعى حمل کنید كه هیچ كدام اینها در خارج وجود نداشته باشند، در اینجا تكثّر لازم نمىآید، انتزاع لازم نمىآید، این یك مسئلۀ انتزاعى است. اموراتى را كه شما بر ماهیات حمل مىكنید، تمام اینها وجود خارجى ندارد، فقط وجودش در ذهن است. همینطور معقولات ثانى و امثال ذلك.

