
جلسه ۱۶۰
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
13ثانیاً: الآن شما مىگویى: حالا بعد از یك سال و دو سال یكهمچنین كامپیوترى بهدست آوردیم، آن اسلامى كه پنجاه سال نتواند برنامهاى را ارائه بدهد كه مطابق با [نیازهای روز] باشد آیا این اسلام مسخره نیست؟! حالا برفرض كه كامپیوترى بعداً در ده سال دیگر بتواند ساعت غروب كوك را براى نیازهاى ما [تنظیم] كند، آخر مگر شما به كسى بدهى دارى؟! بابا مگر مریضى؟! این چه اسلامى است كه پنجاه سال، شصت سال ناقص باشد و نتواند خودش را با نیازهاى روز هماهنگ كند؟! آیا این اسلام ناقص نیست؟! من از این طرف ایراد مىگرفتم و مىگفتم: همینكه شما مىگویید: بهدنبالش مىرویم، دلیل بر این است كه این [دین ناقص] است! اسلام نتوانسته خودش را تطبیق بدهد دیگر! والاّ خودش مىآمد برنامهاى را ارائه مىداد. آمده از یك طرف گفته ساعت غروب كوك واجب است، از یك طرف مىگوید پس این كار را چهكار كنیم؟ مىگوید: من نمىدانم! خب این دین ناقص است دیگر! از یك طرف تاریخ قمرى واجب است، از یك طرف میگویند پس با نیازهاى روز چه كنیم؟ میگوید: من نمىدانم خودتان بروید مسئله را حل کنید! خب پس معلوم است كه این دین ناقص است. آن اسلامى كه مىگوید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾1 آن هم خودش قمر را در اینجا گذاشته است، این مىشود دین كامل. قمر سر ذیقعده بیاید اگر دیدی برو مکه، و اگر ندیدی در خانهات بنشین. آن اسلامى كه گفته: ماه رمضان را باید روزه بگیری، خودش هم معیار را قمر قرار داده، وقتى که قمر را دیدی روزه بگیر و وقتی ندیدی نگیر، اگر بعد معلوم شد قضا كن، مشكلى پیش نمىآید، این مىشود دین كامل.
دین كامل آن دینى است كه مشكلى را براى جامعه بهوجود نمىآورد. منبابمثال چه وقتی باید زكات بدهیم؟ آن وقتى كه دانه مىشود، زرع به حصادش مىرسد، آن موقع وقت زكات است. چه موقعی بایستى كه خمس بدهیم؟ وقتی كه مئونۀ سالت را حساب مىكنى، هر مقدار كه زیاد آمد خمسش را باید بپردازى. نمىآید مكلف را در یك دستانداز بیندازد و در یك كلفَتى كه نتواند از عهدۀ آن برآید. این مىشود دین كامل. اما اگر اسلام بگوید، اگر الآن پیغمبر آمد بعد از هزار و چهار صد سال گفت: حرام است بر شما كه به ساعت ظهر كوك عمل كنید، مىگوییم: بسیار خوب، حرام است، بنابراین نه ادارهاى باید باز بشود، نه ارتباطى برقرار بشود، هیچ، هیچ! میگوید: نه، امروز نیاز این است. میگوییم: خب نیاز این است، پس با ساعت غروب كوكِ شما چهكار كنیم؟ مىگوید: بهدنبالش بروید! خب حالا بهدنبالش برویم، اولاً: آیا به آن مىرسیم یا نه؟ این یك. ثانیاً: تا وقتى كه به آن نرسیدیم، آیا شما این روش ما را امضا مىكنید یا نه؟ آیا پیغمبر مىگوید: با وجود اینكه ناقص است امضا مىكنم؟! خب این دین مىشود دین ناقص دیگر، این كه دین ناقصى شد. دینى كه نتواند به نیازهاى جامعه پاسخ بدهد، این دین ناقص است. حالا ایشان هم رانندگیاش را كرد و [جواب سؤالش را هم گرفت.]
- . سوره آل عمران (3) آیه 97. امام شناسى، ج 6، ص 50:
«و از براى خدا برعهدۀ مردم است، كه كسانى كه راه تمكّن و طریق قدرتى براى رفتن به خانۀ خدا را دارند، حجّ خانۀ او را انجام دهند».
- . سوره آل عمران (3) آیه 97. امام شناسى، ج 6، ص 50:
