جلسه ۱۵۷
184اشیاء مما ینشا تعالى وجوب وجود اشیاء از آن چیزهایى است كه از خداوند متعال نشأت مىگیرد* فَکما ان لما وجوب بالغیر الذى و مبداها و موجبها. همانطورى كه براى اشیاء یك وجوب بالغیر است یعنى وجوبى است كه از ناحیه غیر آمده است و غیر این وجوب و وجود را در متغیر و متبدل جلوه كرده است و غیر آمده این شیىءِ در خارج را به این كیفیت در آورده است پس وجودش از ناحیه غیر است. غیر مبدأ متعال است وجودش از ناحیه غیر است پس وجوبش هم از ناحیه غیر است.* الذى هو مبدعها غیرى كه مبدع و موجب اوست فکذا لها وجوب بالقیاس الى ذلک الغیر پس یك وجوب بالقیاس الى الغیر هم دارد. چون در مقایسه با آن باید واجب باشد و نمىشود واجب نباشد یعنى خدا واجب باشد و این ممكن باشد! نمىشود اگر او واجب است همان واجب این را هم به وجود آورده است پس این هم باید واجب باشد چون علت از معلول جدا نمىشود و وجوب براى او هست اذا الوجوب بالقیاس الى الغیر ضرورت تحقق الشى معناى وجوب بالقیاس الى الغیر این است كه ضرورت تحقق شیىء بالنظر الى الغیر است وقتى كه به غیر نگاه بشود على سبیل استدعاء ذاتى بر سبیل استدعاء ذاتى یعنى ذاتِ معلول یك غیرى را اقتضاء مىكند وقتى كه نظر به علت شود مىگوئیم ذات معلول اقتضاى علت مىكند و استدعاء ذاتى دارد یعنى ذاتاً یك علتى را مىطلبد و بدون علت نیست پس این كه یك شیئى ذاتاً یك شىء دیگر را مىطلبد و استدعاء مىكند پس واجب بالقیاس الى الغیر خواهد بود نمىشود آن باشد و این نباشد چون فرض این است كه ذاتاً استدعاء شىء دیگرى را مىكند نه اینكه به واسطه یك امر دیگرى باشد یعنى ذات او مىگوید بدون علت من نمىتوانم روى پاى خودم بایستم ذات او دارد فریاد مىزند به اینكه بدون علت من اصلًا در خارج وجود ندارم ذاتش دارد فریاد مىزند پس وقتى كه یك شیئى ذات او اقتضاى شیىء دیگرى را بكند نسبتِ به آن شیىء؛

