جلسه ۱۵۷
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۷
8جریان تسلسل در وجود خارجی و وجود ذهنی
منبابمثال در همین مسئلۀ وجود، وجود یک مفهومی است که یک مابازاء خارجی دارد، مابازاء خارجیاش آنچه که ما میبینیم، همۀ اینها موجودات آن وجودند. حالا خود وجود آیا فیحدنفسه موجودٌ أم لا؟ خود وجود فیحدنفسه موجود است دیگر، وجود که معدوم نیست! آیا وجود معدوم است یا وجود موجود است؟ موجود یعنی چه؟ موجود یعنی شیءٌ ثبت له الوجود، یعنی وقتی که ما قضیه را بهعنوان یک قضیۀ منطقی و عقلی تصور میکنیم و میگوییم: الوجودُ موجودٌ، یعنی الوجودُ ثبت له الوجودُ، وجود برای این وجود ثابت است. خود وجود، نفس وجود همان تعین خارجی است. بعد آنوقت بین آن موجود که میگوییم: الوجود موجودٌ، وجود برایش ثابت است، در آن وجود هم صحبت میکنیم که آیا بر آن وجودی که ما میگوییم: بر وجود، وجود ثابت است، نه اینکه بر وجود، عدم ثابت است. مثلاً الان میگوییم که بر این کتاب، وجود ثابت است. آیا بر این کتاب، عدم ثابت است؟ نه، عدم یعنی نیستی. بر این کتاب، وجود ثابت است. خب این وجود کتاب که الان در اینجا هست، آیا بر آن، وجود ثابت است یا نه؟ این دیگر در قضیۀ خارجی، نفس همین تعین خارجی وجودٌ، این دیگر سلسله تسلسل قطع میشود.
اما در قضایای ذهنی میگوییم: الوجودُ موجودٌ، یعنی وجودی که بهعنوان یک مفهوم کلی برای قضیۀ ما موضوع واقع شده، موجود را حمل بر آن میکنیم، میگوییم: الوجودُ موجودٌ، الوجودُ موجودٌ فی الخارج. حالا اینکه «الوجودُ موجودٌ فی الخارج» یعنی چه؟ یعنی الوجودُ ثبت له الوجودُ، وجود بر وجود ثابت است. بعد در آن وجود صحبت میشود که خود آن وجود چطور است؟ خب میگوییم: بر آن وجود هم وجود ثابت است و دیگر این تسلسل لازم میآید.
جریان تسلسل در قضیۀ وحدت و ضرورت
یا اینکه منبابمثال در مسئلۀ وحدت میگوییم: هذا واحدٌ. «هذا واحدٌ» یک انتزاع از یک تعین خارجی است که ما الان اینجا وحدت را از صرف الوجودِ این شیء فی الخارج انتزاع میکنیم، یعنی همینکه شما این کتاب را در مقابلتان میبینید، وحدت را از این انتزاع میکنید، وقتی که این نامه در اینجا هست وحدت را انتزاع میکنید و همین طور انتزاع میکنید. آنوقت حالا اگر بر خود وحدت حکم بکنید، الوحدةُ موجودٌ أم لا؟ همین مسئلۀ یکی وحدت است یا نیست؟ آنوقت باز همین تسلسلی که در اینجا گفتیم پیدا میشود. اینکه میگوییم: وحدت هست یا نه؟ اینکه خود الوحدةُ واحدٌ أم لا؟ وحدت خودش یک است یا دو است؟ میگوییم: وحدت خودش یک است، یک که دو نمیشود. میگوییم: آن یک چیست؟ یک، آنی است که وحدت بر او صادق است، باز نقل کلام در آن میشود که یک تسلسل ذهنی در اینجا پیدا میشود.

