اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۷

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۷

10
  • و ما قَرَعَ سمعَك أنّ المعنى الأدوی كالوجودِ النسَبی و الاستقلالی كالوجودِ المحمولی هما متباینان بالذاتِ یُرامُ به ما أفدناك تحقیقَه لا أنّ لهما ذاتین متباینین فإنّه الرابطةُ لا ذاتَ لها أصلاً كالمرآةِ التی لا لونَ لها و لا حقیقةَ أصلاً و لهذا تقبَلُ الألوانَ و یظهَرُ به الحقائقُ و التباینُ بینَ شیئین قد یكونُ بحسبِ المفهومِ و العنوانِ مِن غیرِ أن یكونَ لكلٍّ منهما بحسبِ ذاتِه حقیقةٌ محصلةٌ یتغایران بها بل الاختلافُ بینَهما كالاختلافِ بینَ المحصَّلِ و اللامحصَّلِ الّذی له أن یصیرَ محصَّلاً و الشی‌ءُ و اللاشی‌ءُ الذی فی قوّتِه أن یصیرَ شیئًا.

  • «آنچه که شما شنیدید معنای ادات و معنای ربطی مانند وجود نسبی می‌ماند، و مانند معنای استقلالی مثل وجود محمولی می‌ماند و وجود فی‌نفسه، و اینها تباین ذاتی دارند. آنچه که منظور از اینها است آن چیزی است که ما به شما گفتیم؛ نه‌اینکه اینها دوتا ذات متباین دارند مثل وجود درخت و وجود سنگ که دو ذات متباین داشته باشند. رابطه اصلاً ذات ندارد، مانند مرآتی می‌ماند که رنگ ندارد و حقیقتی اصلاً ندارد، و چون حقیقت ندارد و رنگ ندارد و اصالت ندارد، هر رنگی را ظاهر می‌کند و حقائق را روشن می‌کند. (بنابراین منظور ما این بود که اصلاً معنای انتزاعی با معنای استقلالی اختلاف دارند، معنای ربطی با معنای فی‌نفسه اختلاف دارند، نه‌اینکه منظور این است که معنای ربطی وجود ذاتی و وجود استقلالی دارد. این آن چیزی است که ما گفتیم.) لازم نیست که حتماً به‌حسب خارج باشد. گاهی اوقات به‌حسب مفهوم عنوان است بدون اینکه برای هر کدام از اینها به‌حسب ذاتش یک حقیقت محصله‌ای باشد. خب این نمی‌شود. بعضی از این مفاهیم حقیقت محصلۀ خارجی دارند و بعضی ندارند. اختلاف بین این دو شیئین مانند اختلاف بین محصل و لامحصل است، مثل اختلاف بین قوه و فعل است، مثل اختلاف بین ماده و صورت است که می‌تواند خود را محصل کند و خودش را به شکل جسم دربیاورد. (ماده بدون تحصل که صورت بپذیرد لامحصل است و این اختلاف، نه این است که اینها دو امر خارجی هستند، واقعاً ماده را ما در خارج می‌بینیم و بعد وقتی هم که محصل شد باز او را می‌بینیم. نه، ماده‌ای را که ما می‌بینیم مادۀ محصل است، اگر آن را که به‌عنوان هیولای مبهمه می‌بینید آن لامحصّله است و آن لامحصّله باید برگردد و محصّل بشود.) مثل شیء و لاشیء می‌ماند که لاشیء به همان ماهیت می‌گویند که آن ماهیت هیچ تحصل و تعینی ندارد و قابلیت دارد که مشیء بشود، المشیءُ وجودُه بشود، و ما به‌وسیلۀ آن بتوانیم به او اشاره کنیم.»

/