جلسه ۱۵۵
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۵
8ثمّ إذا نظَرنا فی تلك الصورةِ الحاصلةِ و جعلناها معقولةً منظورًا إلیها وَجَدناها عرَضًا قائمًا بغیرِه و ما وُجِدَ فی كلامِ أهلِ التحقیقِ أنّ الصورةَ الحاصلةَ فی العقلِ هی المعقولةُ بالذاتِ لا ما خَرَجَ عن التصوّرِ عَنَوا بذلك أنّها فی كونِها معقولةً لا تَحتاجُ إلىٰ صورةٍ أخرى تكونُ هی آلةُ إدراكِها.
«(حالا فرض كنید كه ما تعریفاتمان را از آن انسان خارجى كردیم و دیگر تعریفمان تمام شد، حالا سراغ ذهنمان مىآییم، میگوییم: آن چه بود که من آن را تصور كردم؟!) وقتى كه نظر را بیندازیم در این صورتى كه حاصل مىشود براى ما در ذهنمان، و ما این را معقول بدانیم كه به او داریم نظر مىكنیم، یعنى درواقع نظر ما متوجه او شده است، مىیابیم كه این صورت ذهنیۀ ما قائم به نفس است، عرض است، عارض شده، نبوده و حالا آمده است. و اینكه در كلام اهل تحقیق هست شما مىیابید كه مىفرمایند: آن صورتى كه در عقل حاصل مىشود و آن صورت ذهنیه، آن معقول بالذات است، نه آن كه خارج از تصور است كه همان زید خارجى است، قصدشان این است كه این صورت درحالىكه معقول است و متصور انسان است احتیاج به یك صورت دیگرى كه آن صورت دیگر آلت ادراك این باشد نیست، (این خودش مىفهمد.)»
منبابمثال الان این لیوانى كه در دست من هست، شما اگر بخواهید این لیوان را ادراك بكنید باید یك عكس از این لیوان در ذهنتان بیاورید، بهواسطۀ آن عكس، بین خودتان و بین این لیوان ارتباط برقرار كنید. والاّ این لیوان اگر صد سال هم اینجا باشد، بنده چشم نداشته باشم این را ببینم، بین من و بین این لیوان ارتباطى برقرار نمىشود. بنابراین واسطۀ براى ارتباط بین لیوان خارجى و من، عبارت است از آن صورت ذهنیه. آن صورت ذهنیه وسیله است، مرآت است براى تشخّص آن اعیان خارجى. پس آن صورت ذهنیه را مىگویند: معقول بالذات. یعنى علم من در وهلۀ اول به آن صورت ذهنى تعلق گرفته، ثانیاً و بالعرض به این لیوان كه دو یا سه سیر وزن دارد تعلق گرفته است. این معنی، معناى معقول بالذات است. و معقول بالعرض از این نقطه نظر مىگویند، نهاینكه توجه ما روى آن صورت ذهنیه است، آن صورت ذهنیه وسیله و آلت است.

