جلسه ۱۵۵
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۵
10ثمّ إن التَفَتَ العقلُ إلىٰ شیءٍ منها و نَظَرَ فی نحوِ وجودِه لم یكن هو بذلك الإعتبارِ امكانًا لشیءٍ و لا وجوبًا و لا امتناعًا له بل كان عرَضًا موجودًا فی محلٍّ هو العقلُ و ممكنًا فی ذاتِه فما كان قبلَ هذا وجوبًا مثلاً أو إمكانًا صارَ شیئًا ممكنًا.
«حالا اگر عقل ما (اگر داشته باشیم!) التفات پیدا كند به یكى از این جهات، و در كیفیت وجود این بخواهد نگاه كند كه حالا كه در ذهن ما هست آیا درست است یا درست نیست، آن چطور است؟ به این اعتبارى كه من الان امكان را در ذهنم آوردهام، اینكه مىگویم من امكان را در ذهنم آوردهام، این دیگر امكان شىء یا وجوب یا امتناع نیست، از آلیت مىافتد و ساقط مىشود و جنبۀ استقلالى و وجود فىنفسه بهخود مىگیرد، بلکه دیگر اینجا عرض مىشود، موجود مىشود در یك محلى كه آن محلش ذهن و عقل است. این فىذاته مىشود ممكن چون قبلاً نبوده و حالا شده است. پس آن كه قبل از این وجوب بود مثلاً یا امكان بود، [شیء ممکن میشود.]»
منبابمثال شما قبلاً مىگفتید كه «الله موجودٌ بالوجوب» یا «الله واجب الوجود» این وجوبى كه شما براى ربط بین وجود و الله آوردید این وجوب خودش مىشود بالامكان؛ یعنى متصف مىشود به امكان، نهاینكه خودش مىشود امكان. یعنى چون قبلاً ما آن را در ذهن نیاوردیم، از نظر تعلق وجود به او و عدم تعلق وجود به او مىشود ممكن. این یك امرى است كه یك وقت در ذهن هست و یك وقت در ذهن نیست.
و هكذا قیاسُ المعانی الحرفیةِ و المفهوماتِ الأدویةِ إذا صارَت منظورًا إلیها معقولةً بالقصدِ محكومًا علیها أو بها انقَلَبَت اسمیةً استقلالیةً بعدَ ما كانت حرفیةً تعلقیةً و هذا الانقلابُ غیرُ مستحیلٍ لأنّه كانقلابِ المادةِ إلَى الصورةِ و الجنسِ إلَى الفصلِ و القوّةِ إلَى الفعلِ و الناقصِ إلَى التّامِ لا كانقلابِ الصورةِ إلَى الصورةِ و النوعِ المحَصَّلِ إلَى النوعِ المُحَصَّلِ لأنّ الروابطَ و الأدواتِ حینَ كونِها كذلك لیست شیئًا مِن الأشیاءِ المُحَصَّلةِ التامّةِ بل نُسِبَ إلَى الأشیاءِ و فَرقٌ بینَ الشیءِ و نسبةِ الشیءِ و كذا فَرقٌ بینَ كونِ الشیءِ شیئًا أو قوّةً علىٰ شیءٍ إذ القوّةُ بما هی قوةٌ لیست شیئًا مِن الأشیاءِ أصلاً.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 142 ـ 143.

