جلسه ۱۵۲
67سؤال: بله نسبت به زید بله ولى كاملًا خالقیت متوقّف نیست بر وجودش.
جواب: نه خب باشد عیب ندارد.
سؤال: وجودات قدیم داریم از وجودات قدیم داریم حالا كه از وجودات قدیم داریم از همان اولى ایشان خالق است یعنى ما حادث نیست كه بگویم یك زمانى بود كه خالق نبود و حالا خالق است. جواب: چه اشكال دارد ما این مطلب را بر فرض هم قبول كنیم مىگوییم خالقیت زید با خالقیت یك امر قدیم تفاوت پیدا مىكند پس این خالقیتى كه تعلّق به زید گرفته است یك وصفى است كه الان متعلّق به ذات شده قبلًا نبوده و همین یك وصف كمالى است اشكال در همین جا پیش مىآید. بسیار خب گیرم بر اینكه فرض كنید كه یك بَنّایى، از پانزده سالگى یك بِنایى ساخته بسیار خب دستش درد نكند اما آن بِنایى كه پانزده سالگى مىسازد تا آن بِنایى كه پنجاه سالگى مىسازد دوتاست الان بِنایى كه پنجاه سالگى مىسازد خیلى رونق پیدا مىكند خیلى مىگوییم به به! چقدر این بَنّا، ماهر شده و این به اعتبارش اضافه مىشود بواسطه این.
سؤال: آیه قرآن هم دارد مىگوید هر انسانى كه متولّد مىشود (احسن الخالقین1 كه صفت مىآورد بعد از خلقت هر فردى.
جواب: بله دیگر، یعنى جنبه (احسن الخالقین) تعلّق مىگیرد به هر خلقى در حیطه و مرتبه خلق تعلّق مىگیرد. این از یك نقطه نظر جاى اشكال هست كه این وصف خالقیت متعلّق شده است به ممكن الوجوداتى كه ممكن الوجودات یك زمانى معدوم بوده اند از قدیم كه نبودهاند، معدوم بوده اند حالا كه معدوم بودهاند پس بنابراین اگر ذات به ضرورت ازلیه اقتضاى وصف خالقیت را مىكند پس بنابراین ما باید بگوییم به ضرورت ازلیه تمام ممكن الوجودها چه هستند؟ اینها همه

