جلسه ۱۵۲
170مىتوانندبا هم بگذرانند پس همدیگر را دفع نمىكنند. وللغیر اذا الامکان و القیاس و ان المتنع علیه امکان بالذات گر چه بر حق متعال امكان بالذات ممتنع است چون واجبِ بالذات است امكان بالغیر هم كه اصلًا در همه موجودات ممتنع است هم نسبت به حق متعال هم نسبت به غیرِ حقِ متعال امكان بالغیر ما نداریم چون از ناحیه غیر هیچ وقت اضافه به شیىء نمىشود چون شیىء یا ذاتاً ممكن الوجود است پس امكان را فىحدّ نفسه دارد یا واجب الوجود است كه طارد امكان است پس امكان بالغیر اصلًا محال است. ولم یتفتنوا متوجه این مطلب نشده اند و ان واجب بالذات کما انه واجب و بالذات واجب بالقیاس الى الممکنات مستند علیه واجب الوجود همانطورى كه در ذات ضرورت دارد و وجوب براى ذات خودش ضرورت دارد همین طور این واجب الوجود واجب است بالقیاس به ممكناتى كه مستند به او هستند ممكناتى كه معلول او هستند ممكناتى كه پشتوانه آنها ذات واجب الوجود است وهى ایضاً واجبه چرا؟ چون خود ذات واجب الوجود واجب است چون پس نسبت به ممكناتى كه متكى به او هستند هم واجب است همانطورى كه من الان اینجا نشسته ام فرض كنید من باب مثال خودم را در اینجا نگه مىدارم این كتابى كه الان متكى به من هست این كتاب را هم بالضروره من نگه مىدارم اگر پایم را بردارم این كتاب مىافتد به عبارت دیگر هم براى خود من واجب است و هم براى من این وضع بالنسبه به شیىء خارجِ از ذاتِ من واجب است چون تدلى به من دارد ذات واجب الوجود هم وجود براى او واجب است چون از ناحیه غیر دریافت نكرده است و هم بالنسبه به ممكنات واجب است چون ذات او افاضه وجود به آنها مىكند پس در كجاى این مسأله امكان وجود دارد. ماهیتى را كه وجود را به او من افاضه مىكنم وقتى كه خود وجود براى من واجب باشد وجودى كه به ماهیت افاضه مىشود آن وجود هم واجب خواهد بود دیگر آن

