اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۰

277
  • ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ"1 آن راجع به على آمده. بلند مى‌شود مى‌گوید: خودم شنیدم از دو لب پیغمبر كه فرمود: این آیه مربوط به على است و آن آیه مربوط به فلان. چقدر پول برمى‌دارد و به او مى‌دهد. این است دیگر، یعنى این است دیگر. شما الان مى‌گوئید: عجیب ابوهریره آمده این كار را كرده. نه بابا، ابوهریره بدبخت آسمان جل دنبال نان مى‌گردد حالا مى‌گوید نان در دستگاه معاویه است. بلند شود برود ...، آن دنبال نان مى‌گردد. ابو هریره. الان من به شما دو هزار و پانصد تا ابوهریره در همین ایران نشان بدهم. این، این، این، این، این، یكى یكى پرونده ها. حالا اسمشان ابو هریره نیست، اسمشان آیت الله فلانى، اسمشان كلاهى كذا. اسمشان بازارى كذا. اسمشان .. همین است دیگر. دروغ بردارند جعل كنند، حدیث بردارند جعل كنند، به تخیل جعل كنند. اسمش را بگذارند مثلًا دین و فلان و اینها. من خودم شنیدم، من خودم شنیدم از یك نفر، از یك نفر، فرد عادى هم نبود كه مى‌گفت اگر بدانى یك مطلبى بر وفق مصلحت است از مرحوم آقا مى‌توانى بعنوان نقل، نقل كنى. شما ببینید این دین ببینید به كجا مى‌كشد. این به كجا، كه اگر بدانى این مسأله بر وفق مصلحت است، مى‌توانى این را بعنوان یك نقل قول، یعنى بگویى فرض كن مرحوم آقا این را فرمودند.

  •  سؤال: این یعنى همان دروغ مصلحت آمیز است كه مى گویند.

  •  جواب: همین است خوب، اگر قرار بر این باشد. خوب تو مصلحت را در آن مى‌بینى، نقل كن. من در خلافش مى بینیم دیگر. من هم بیایم ضدش را نقل بكنم آن هم یك مصلحت این مى‌شود دیگر. وقتى معیار این باشد كه واقعاً هر شخصى طبق تشخیص خودش ببیند كه الان نظر و آن باصطلاح رأى ممضى این است. این اجازه را به خودش بدهد. آن چه مى‌شود؟ لا یبقى حجرٌ على حجر.

    1. ٢- سوره البقره (٢) آيه ٢٠٤.