جلسه ۱۴۹
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 137 فصل 6
جلسه ۱۴۹
10معنایش این است. این «سیهرویى ز ممكن» به نفس الوجود او برنمىگردد، نفس الوجود او كه نفس الله است، نفس الوجود او كه همان مبدأ اوّل است. آنچه به این برمىگردد و بهلحاظ او ما به این مىگوییم: ممكن، بهلحاظ تعیّن است. تعیّن است كه از عدم پا به عرصۀ وجود گذاشته ولى نفس الوجود كه در آنجا بهحال خود باقى است.
تلمیذ: ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡٔٗا مَّذۡكُورًا﴾.1
استاد: انسان یعنى همان صورت متعیّنش دیگر. یعنى این انسان، این ماهیّت از اوّل نبوده، ما این ماهیّت را لباس وجود پوشاندیم. یعنى این ماهیّت را در خارج متحقّق كردیم. شما هم همین را مىخواهید بفرمایید: آن كه از عدم بهوجود آمده است، آن وجود نبوده كه از عدم بهوجود آمده است. وجود بهحال خودش بوده، تعیّن وجود نبوده و بعد بود شده است؛ یعنى انسانیّت.
تلمیذ: آیه این را نمىرساند. دو چیز هست، وجود را لحاظ كرده است.
استاد: انسان است دیگر، ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ﴾. انسان یعنى صورت متعیّنه. انسان، حیوان، شجر، آسمان، زمین، اینها همه صور متعیّنه هستند. این صور متعیّنه همان امكان ذاتى است. این امكان ذاتى هم هیچوقت از این تعیّن ازبین نمىرود. یعنى وجود تا وقتى كه متعین است این امكان ذاتى با او هست. آن وجوب بالذات به وجودش برمىگردد. این امكان ذاتى به تعیّنش برمىگردد. پس دیگر در اینجا این شبهه برطرف شد و این اشكالى كه در اینجا مطرح شده اصلاً بهطوركلى ازبین مىرود.
این جوابى است كه محقّق طوسى دادهاند و این جواب بدون تعقید است؛ آن جواب این است كه وجوب و امكان و امتناع برای قضایاى ذهنیّه است، به اعیان خارجى كار ندارد. وقتى كه شما مىگویید: یك وجود، وجود در خارج، آن وجود در خارج كه علّت براى وجود نیست، وجود در خارج علّت براى ماهیّاتش است امّا وجود در خارج علّت نمىشود براى اتّصافى كه ما آن را در خارج به آن متصف بكنیم، آن خودش فىحدّنفسه مىشود كه قائم بالذات است. بله، ذهن مىآید و در مقام اثبات، یك اوصافى را بر قضایاى ذهنى خودش حمل مىكند و دیگر در آنجا مسئلۀ علّت و معلول معنی ندارد. پس در قضایاى ذهنى علّت و معلول معنی ندارد. در قضایاى خارجى در آنجا هم كه آن وجود خارجى علّت براى وجوب نمىشود، آن علّت مىشود براى اعراض و براى اوصافى كه در عالم خارج، آن شیء متّصف به آن است. ولى اگر قرار باشد بر این كه این جهات، وصف براى اعیان در ظرف ذهن باشد پس دیگر در آنجا علیّت و معلولیّت راه ندارد.
- . سوره انسان (76) آیه 1.

