جلسه ۱۴۶
172وجود معنا ندارد كه ممكن باشد ـ البته با آن بیانى كه عرض كردیم ـ وهى ایضاً واجب الحصول له التعالى این ممكنات هم واجبه الحصول هستند چون وقتى اراده حق به وجود اینها تعلق مىگیرد اینها دیگر تخلف نمىتوانند داشته باشند* لان وجوداتها روابط الفیضه فیضه وجوده چون وجودات این ممكنات روابط فیض و جود او هستند فقط جنبه ربطى دارند، فقط جنبه ظلّى دارند، فقط جنبه عكسى دارند خودِ نورِ واجب الوجود است كه از مرآت ماهیات بر قوالب امكانیه مىتابد و تعینات خارجى را در صُور مختلفه متشكل مىكند
من باب مثال، اگر شما یك قاشق عسل را بردارید و یك مقدارى سرش را كج كنید این عسل از سرقاشق كه كج مىشود شروع مىكند به ریختن یك خطى را تشكیل مىدهد این خطى كه از این عسل دارد مىآید نفس آن عسل است منتهى آن عسل درقاشق مجتمع بود و الان دارد این عسل كم كم جدا مىشود و از آن منبع دارد پایین مىآید این خط همان است كه جداى از او نیست به جهت اینكه از آن منبع پایین مىآید غیر از آن منبع كه نیامده است و در موقع پایین آمدن رابطه خودش را با آن منبع قطع نكرده است ـ مىگویند عسل خوب آن است كه اگر یك ساعت هم قاشق چاى خورى را نگه دارید هیچ قطع نشود نمىدانم. بله خلاصه اگر قطع بشود دلیل بر تقلبى بودن آن است ـ مثل اینكه همدان یك كوهى دارد پشت آن كوه سالى ٥ هزار كیلو، اول پنجاه هزار كیلو بود بعد ٥ هزار كیلو شد وآخرش ٥ كیلو عسل مىدهد آن دره نمىدانم چه نامى دارد در دنیا اول است زنبورش از كجا آمده نمىدانم ملكهاش از كجا آمده است در هر صورت شهر نظر شدهاى است ـ حالا این عسلى كه پایین مىآید و الان از مبدأ تنازل پیدا كرده جنبه ربطى خودش را با مبدأ حفظ كرده است حالا آیا ممكن است بگوئیم آن عسل كه در مبدأ هست شیرین است اما این عسل كه پایین آمده ترش شده؟ آن عسلى كه در مبدأ هست داراى این خاصیت است و وقتى كه به شكل یك نخ شده است دیگر خاصیتِ

