جلسه ۱۴۶
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۶
6رجمُ شیطانٍ:
و لیَعلَم أنّ البراهینَ الدالةَ علىٰ هذا المطلبِ الذی هو مِن أصولِ المباحثِ الإلهیةِ كثیرةٌ لكن تتمیمُ جمیعِها ممّا یتَوَقَّفُ علىٰ أنّ حقیقةَ الواجبِ تعالى هو الوجودُ البحتُ القائمُ بذاتِه المعبرُ عنه بالوجودِ المتأكَّدِ.
«راندن شیطان:
باید دانسته شود براهینى كه بر این مطلب دلالت دارد كه از مباحث مهم الهیه است، (این مسئله كه وحدت تفرُّد واجب الوجود باشد) این براهین زیاد است ولكن محور براى همۀ اینها كه تمام آن براهین براساس این محور دور مىزند، این است كه حقیقت واجب تعالى وجود صرف است كه ما هم در صحبتهاى خودمان به این مطلب اشاره داشتیم كه وجود صرف كه قائم به ذات است كه از او تعبیر به وجود متأكَّد مىآوریم، این وجود حق متعال است.»
واجب الوجود، ثانی بردار نیست
وجودى كه بهواسطۀ صرفیّتش و بحتیّتش ثانى برنمىدارد. همۀ مطالب به این برمىگردد. این نكته را اگر ما خوب تصّور بكنیم شاید بسیارى از معضلات فلسفه براى ما حل بشود كه وجود، یك مسئلهاى است كه ثانى برنمىدارد. این همان معناى یكتائیّت است، معناى ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾1. ﴿أَحَدٌ﴾ یعنى یكتائیّت. آن حقیقت الله حقیقتى است كه به تجرّد ذاتى خودش ثانى برنمىدارد. تجرّد و صرافت، ذاتى آن حقیقت الله است. و چون ثانى برنداشت، «كلّما فَرَضتَه ثانیاً له یعودُ إلیه» هرچه را كه شما براى آن ثانى تصور بكنید، نفس او اوّلى خواهد بود؛ چون فرض این است كه ثانى برنمىدارد. دریایى است كه شما از هر جاى این دریا بخواهید آب بردارید بالاخره این آب مال این دریا است، از رودخانۀ دیگر در این دریا نیامده است. از آن طرف اقیانوس مىخواهید بردارید از آن برداشتید. یك اقیانوس كبیر درنظر بگیرید که یک طرفش به کجا میرود و یک طرفش به استرالیا میرود. از هر جایش كه مىخواهید آب بردارید مىگویند: این مال اقیانوس كبیر است. هر كارش مىخواهید بكنید، درهرصورت مال خودش است. مىخواهى براى من شریك البارى درست بكن، مىخواهى براى من حقائق متباینه درست بكن، هر كارى مىخواهى بكن، آنچه شما فرض مىكنید باز به خود ما برمىگردد.
- . سوره اخلاص (112)، آیه 1.

