اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

جلسه ۱۴۴

توضیحات:

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۴

6
  • تغییر و تبدل ادراک در مقام فناء

  • تلمیذ: به اشکال قول عرفا در مورد عین ثابت کار نداریم اما اینکه حضرت‌عالی فرمودید: اعیان ثابته در مرتبۀ ‌ذات وجود دارند، با فرمایش شما که فرمودید: بحت و بسیط حتی تعینش در آنجا نیست [چگونه می‌سازد؟]

  • استاد: همین‌که شما می‌گویید: عین ثابت ... . مرتبۀ ذات را شما چه تفسیری می‌کنید؟ یک‌وقت از مرتبۀ ذات، وجود مجرد در تصورتان هست که آن وجود مجرد طبعاً نه قیدی دارد و نه تعینی دارد و نه حدی دارد، عین ثابت هم مثل بقیه مرخص هستند و باید به دنبال کار خودشان بروند! یک‌وقت شما آن ذات را درنظر می‌گیرید با لحاظ تعیناتی که متعلق به او هستند مانند اسم و فعل و حرف که متعلق به آن صوت هستند، خب می‌توانیم بگوییم که اسم و فعل و حرف در فم و دهان انسان موجود است، منتها بسته به ارادۀ متکلم دارد که به چه نحوه این صوت یا صدا را بیرون بیارورد. ترکیب «زید» و ماهیت «زید» در ذهن متکلم موجود است، اگر متکلم بخواهد بگوید: «زید» می‌گوید: «زَید»، اگر متکلم بخواهد فعل بگوید می‌گوید: «زاد»، اگر متکلم بخواهد نحوه‌اش را تغییر بدهد و به‌عنوان مجهول بیاورد می‌گوید: «زیدَ».

  • تلمیذ: پس لازم می‌آید که در [مرحلۀ ذات] هم قائل به صور علمیه بشویم درحالی‌که ترکیب منافی با این قضیه است!

  • استاد: کجای این قضیه این مطلب را ثابت می‌کند؟!

  • تلمیذ: می‌فرمایید: در مرحلۀ ذات، هر اراده‌ای بکند می‌تواند به این تعینات دربیاورد.

  • استاد: بله، درست است، اگر اراده‌ای بکند می‌تواند به این تعینات درآورد.

  • تلمیذ: پس در ذات این تعینات نیست.

  • استاد: خب در ذات نیست، مگر من می‌گویم: هست؟!

  • تلمیذ: در جمع بین قول مرحوم علامه طهرانی و علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ فرمودید ... .

  • استاد: نه، در بحث فنا و اعیان ثابت عرض من این بود که در باب فنا و در بحث فنا تغییر و تبدل ماهوی پیدا نمی‌شود بلکه در آنجا تغییر و تبدل در عالم ادراک است. آنجا بحثشان راجع به این بود که وقتی یک شخص فانی می‌شود، اصلاً به‌طورکلی از مرحلۀ نفس بیرون می‌آید و از مرتبۀ نفس عبور می‌کند و بعد آن نفسیت خودش را ازدست می‌دهد و من‌باب‌مثال تبدیل به دخان می‌شود. یعنی دیگر جناب آقای ... وقتی که إن‌شاء‌الله فانی می‌شوند، هیچ وجودی از ایشان باقی نمی‌ماند، نه سری و نه کله‌ای و نه دستی و نه پایی می‌ماند و اصلاً دود می‌شود و در عالم پخش می‌شود. می‌گوییم: به این قسم نیست. علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ تصورشان بر این بوده که وقتی یک شخص فانی می‌شود اصلاً به‌طورکلی نفسیت و تمام خصوصیات همه ازبین می‌رود. این وسط چیست؟! اصلاً شخص نیست تا اینکه ما ضمیر را به او برگردانیم و بگوییم: زید است، عمرو است! اصلاً ضمیر «هو» تا وقتی است که این شخص به فنا نرسیده، همین‌که «هو» به فنا رسید یک‌دفعه «هی» می‌شود یا «هما» می‌شود یا «هن» می‌شود!! اصلاً ضمیر از این وسط برداشته می‌شود و دیگر تشخصی ندارد تا اینکه به او ضمیر برگردد. ضمیر همیشه باید مشارٌ‌إلیه‌ای داشته باشد. نظر علامه این بود. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم به این نکته در این مطالبشان اشاره نداشتند، مرحوم آقا می‌فرمودند: چه اشکال دارد که یک شخص وقتی که فانی بشود همۀ انانیت و نفسیتش ازبین برود و دوباره خلقاً جدیداً از آنجا دوباره رجوع کند و با یک خلق جدید باشد، منتها بر وزان همان قبل از فنا باشد؛ یعنی [به همان] شکل و عرض و... باشد؟! این‌طور نیست که یک شخص بخواهد قبل از اینکه فانی بشود، رنگ صورتش بیاض باشد و وقتی که به فنا می‌رسد یک‌دفعه تبدیل به سواد می‌شود و وقتی برمی‌گردد و بقا پیدا می‌کند یک‌دفعه تبدیل به احمرار می‌شود! نه این‌طور نیست، به همان کیفیت دوباره ارجاع پیدا می‌کند.

/